<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>جامعه مترقی</title>
<link>http://mansure.blogfa.com/</link>
<description>اجتماعی‘سیاسی‘ورزشی‘ادبی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 06 Jul 2009 15:56:21 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>زیباترین پدیده خلقت</title>
<link>http://mansure.blogfa.com/post-69.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;علی علیه السلام  و زیبائیها:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است.&lt;IMG style=&quot;BORDER-RIGHT: #000 1px solid; BORDER-TOP: #000 1px solid; MARGIN: 4px; BORDER-LEFT: #000 1px solid; BORDER-BOTTOM: #000 1px solid&quot; src=&quot;http://www.eramnews.ir/files/fa/news/1388/4/14/10123_917.jpg&quot; align=left&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تولد در خانه خدا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مکه در يکي از ماه هاي حرام، ماه رجب، پذيراي مقدم زيارت کنندگان خانه خدا بود. زائران با آداب و مناسک خود به گرد خانه خدا طواف مي کردند، گاه پروردگارشان را مي خواندند و گاه بت ها را. و آن روز نيز که روز جمعه سيزدهم ماه رجب بود در اطراف خانه کعبه ازدحام عجيبي برپا بود. در اين جمع تنها يک زن بود که به جاي عبادت بت، خدا را عبادت مي کرد، شرک و کفر بر روحش سايه نينداخته بود. او دين حنيف داشت، همان دين جدش ابراهيم خليل الرحمن، و او نيز در اطراف خانه خدا طواف مي کرد، و از خدا مي خواست تا وضع حملش را آسان کند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;او فاطمه دختر اسد بن هاشم بود و فرزندي را به بار داشت. و تقدير چنين بود که اين فرزند تولدي مبارک و استثنايي داشته باشد... تولد در خانه خدا... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فاطمه با خدا راز و نياز مي کرد. ناگهان در خود احساس دردي شديد کرد، دردي که فاطمه آن را به خوبي مي شناخت، آخر اين پنجمين حمل او بود، او قبلاً چهار بار ديگر اين درد را در خود احساس کرده بود. فاطمه مضطرب و پريشان شد، او در ميان جمعيت غوطه مي خورد و طواف مي کرد، پس از اين احساس از طواف باز ايستاد ولي موج جمعيت او را به اين سو و آن سو مي کشاند. و درد هر لحظه شديدتر و شديدتر مي شد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چه مي دانست که خدا چه سرنوشت افتخار آميزي براي او و نوزادش رقم زده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فاطمه به دنبال پناهگاهي مي گشت، مأمني که او را از چشم مردم پنهان کند، و سرانجام آغوش گشوده کعبه را در برابر خود ديد. فاطمه قدم به درون خانه کعبه گذارد.و اين تقدير الهي بود که مرد خدا در خانه خدا قدم به صحنه حيات پر افتخار خود بگذارد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نامش را علي نهادند؛ و با علي، موجودي ديگر نيز موجوديت گرفت، موجودي عزيز، گرانبها و بس کمياب. همان چيزي که بايد راز سعادت جامعه ها را در آن جست، و در آن هنگام جوامع سخت از آن نهي شده بودند،جهان، &quot;عدل&quot; را نه مي فهميد و نه مي شناخت. ميلاد علي با تولدي ديگر همراه بود؛ تولد عدل... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نسب علي (ع)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نسبت که به معناي اصل و نژاد است. از عوامل مؤثر در ساختار وجودي انسان و تشکيل دهنده شخصيت اوست. طبق گفته قرآن و روايات و ائمه معصومين و نيز علم روانشناسي، فرد بسياري از صفات و روحيات خود را از طريق وراثت به ارث مي برد. حضرت علي (ع) به داشتن اين ويژگي ممتاز بوده که اجداد طاهرش همگي از نظر فضليت و بزرگواري معروف و مشهور بودند. پدر و مادر حضرت علي (ع) هر دو از خاندان هاشم بودند و اين خانواده، در فضايل اخلاقي و صفات والاي انساني، در ميان عرب و قريش، زبان زد همگان بود و شجاعت و تيزهوشي و زيرکي، از امتيازات آنها به شمار مي رفت و همه اين فضايل، در حد اعلاي خود به علي بن ابيطالب به ارث رسيد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پدر علي (ع)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;يکي از شخصيت هاي نقش آفرين صدر اسلام، حضرت ابوطالب پدر حضرت علي (ع) و عموي بزرگوار پيامبر خدا (ص) است. او يکي از ده فرزند عبدالمطلب و خود از بزرگان مکه و رئيس قبيله بني هاشم، و سراسر وجودش، سرشار از بخشش، مهرباني و فداکاري در راه آيين توحيدي بود. ابوطالب بعد از وفات عبدالمطلب، سرپرستي پيامبر اکرم (ع) را به عهده گرفت و بعد از اينکه پيامبر به مقام رسالت رسيد، در راه هدف مقدس ايشان که همان گسترش آيين يکتا پرستي بود، با تمام وجود جانبازي و فداکاري کرد تا آنجا که گفت: «تا جان دارم، از محمد دفاع مي کنم.» او سرانجام در سال دهم بعثت در سال 64 سالگي ديده از جهان فروبست. حضرت علي (ع) مراحل آغازين کودکي را در دامان تربيت چنين پدري بزرگوار رشد يافت. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مادر علي (ع)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مادر گرامي حضرت علي (ع) فاطمه دختر اسد از فرزندان هاشم است. وي از نخستين زناني بود که به پيامبر ايمان آورد و در دوران کودکي پيامبر، مدتي سرپرستي او را به عهده داشت. از اين رو، پيامبر اکرم ضمن تکريم وي، با تعبير مادر از او ياد مي کرد و حتي هنگام رحلت فاطمه بنت اسد، پيامبر اکرم بسيار متأثر شده و پيراهن خود را بر او پوشانده و بر او نماز خواند و فرمود: «خداوند است که زنده مي کند و مي ميراند. اي خدا، به حق من و همه انبياي پيش از من، مادرم فاطه بنت اسد را ببخشاي و دليل و برهانش را بر او تلقين کن و جايگاهش را وسعت بده، همانا که تو را ارحم الراحمين هستي». &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; کنيه علي (ع)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در فرهنگ عرب، کنيه اسمي غير از نام اصلي شخص است، که براي مردان با کلمه اَب و اِبن، و براي زنان با اُم و بنت مي آيد و غالباً براي تعظيم و تکريم شخص به کار مي رود. حضرت علي (ع) هم کنيه­هاي مختلفي داشت: از جمله: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ابو تراب که کنايه از هم نشيني آن حضرت با خاک و سجده هاي طولاني ايشان داشت. در سال دوم هجري، علي (ع) روزي زمين خوابيده و مقداري گرد و غبار بر لباسش نشسته بود. در اين هنگام پيامبر اسلام بر بالين ايشان آمد و با خطاب «يا ابوتراب» آن حضرت را بيدار کرد. از آن زمان آن حضرت به اين کنيه مشهور شدند. ابوريحانتين:اين کنيه را هم پيامبر براي ايشان قرار داد و به معناي پدر دو ريحانه بهشت، امام حسن (ع) و امام حسين (ع) است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;القاب علي (ع)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در فرهنگ اعراب، لقب اسمي غير از اسم اصل شخص و نامي است که کسي به آن شهرت مي يابد. لقب بر مدح يا ذَمّ شخص اشاره دارد. القاب حضرت علي (ع) فراوان است و همگي دلالت بر مدح حضرت علي (ع) مي کنند؛ از جمله: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;يعسوب الدين و يعسوب المؤمنين: ابن ابي الحديد که از بزرگان اهل سنت است، در اين باره مي گويد: اين دو لقب را پيامبر اکرم (ص) در دو نوبت به علي بخشيد. يک بار به او لقب يعسوب الدين را داد؛ يعني مالک و رئيس و حاکم دين، و در نوبت ديگر فرمود: يعسوبُ المؤمنين؛ يعني آقا و رئيس مؤمنان. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مرتضي لقب ديگر حضرت علي (ع) به اين معناست که رفتار و کردار آن حضرت، مورد پسند خدا و رسول خداست. از ديگر لقب هاي آن حضرت، مي توان به اسدالله (شيرخدا)، حيدر (شير بيشه ايمان) و  کاشِفُ الکَرب (برطرف کننده غم) اشاره کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نهج البلاغه علي (ع)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یکی از گنجينه هاي جاويد و درخشان علم علوي كه از روح بلند پيشواي پرهيزكاران حضرت امير مؤمنان (ع) سرچشمه گرفته است، كتاب گرانسنگ &quot;نهج البلاغــه&quot; است. نهج البلاغــه برگزيده اي از خطبه ها نامه ها و سخنان كوتاه و حكمت آميز علـي (ع) و قطره اي از اقيانوس بيكران معارف الهــي است. مجموعه اي نفيس از سخنان زيباي امير كلام حضرت علي (ع) كه گذشت روزگار نمي تواند غبار كهنگي بر آن بنشاند. ستاره اي درخشان در آسمان علم و معرفت و هنر و ادب كه تا هميشه بر تارك علوم اسلامي خواهد درخشيد. تأمل و تعمق در محتواي نهج البلاغــه مي تواند ما را با گوشه هايي از مكتب مولاي دنيا و دنيا پرستي حماسه حكومت عدالت دعا و مناجات مؤمنان در بخشهاي الهيات، شجاعت، تهذيب اخلاق، سلوك و عبادت و... آشنا سازد. توجه به اين كتاب شريف يكي از نيازهاي نسل امروز جامعه اسلامي است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و علي (ع) مي آيد ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ساقه هاي نيلوفري از پايه هاي عرش بالا رفته و سرير ولايت را به عطر وجودي خود آراسته اند، تا او بيايد و بر تکيه گاه پوشيده از رازقي آن تکيه زند. درون کعبه چه غوغايي است امروز! ملائک، بال در بال گستره آسمان ها را پوشانيده اند و جبرائيل و ميکائيل و اسرافيل حلقه خانه کعبه شدند تا پر به نور وجود او بسايند! طنين نام او هلهله شادي ملائک است. جام هاي افلاکي عاشقان به سوي او مي آيند و گيسوان سياه شب به يمن وجود او گل خنده هاي نقره اي را در ميان آبشار آسماني اش تقسيم مي کند؛ چرا که امشب علي (ع) مي آيد!...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و جمعه چه شکوهي دارد و اين جمعه شکوهي ديگر!... 13 رجب سال سي ام از عام الفيل! آسمانيان طبق طبق نور مي آوردند، آن گاه که ديوار کعبه شکافته شد و فاطمه بنت اسد قدم به درون کعبه نهاد که علي اعلي خانه خويش را از براي قدوم مبارک او آماده کرده بود ... و او آمد که نام خود را از خدا گرفته بود و آمده بود تا بت هاي خانه را در هم بشکند و بر پشت بام آن نداي يگانگي و توحيد ذات مقدس خداي تعالي را سر دهد و او را تقديس کند و فرياد حق طلبي اش را از ميان کفرها و نفاق به گوش جان هاي عاشقان برساند و پرواز شور آفرين کبوتران عشق را جاني تازه بخشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; معشوق خدا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آسمانيان همه از شراب عشق علي (ع) نوشيده اند و لب از جام وصال او تر کرده اند و اينکه زمنيان را فرصتي است تا در چشمه جوشان معرفت او تن بشويند و به نور وجودي او رخ برگشايند؛ او که معشوق خداوند است و محمد (ع)، در خانه خدا، خانه عشق و شوريدگي پا به عرصه خاکي نهاد. او علي است و خدايش اعلي. او که مهتاب سپيدي رويش را از او دارد و کوچه ها همه بي قرار اويند و پنجره ها در انتظار قدوم مبارکش. او که چشمانش همه حديث و اعجاز است و نگاه هستي بخشش پياله جان ها را از شور زندگي، عشق و شيدايي لبريز مي کند؛ او معشوق خداست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; طبيب دردمندان&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ياس ها و نرگس ها در بي کران هاي گذرگاه هستي، عرشيان و زمينيان را در هاله اي از عطر و رويا مي برند؛ چرا که عطر وجودشان را از وجود علي (ع) به وديعت گرفته اند! آب هاي همه درياها از انعکاس نام او مي درخشند و مي خندند و نسيم هاي بهاري، در وزش لابه لاي شاخ و برگ هاي بيدهاي مجنون نام او را زمزمه مي کنند و نغمه خوش طنين نام اوست که اين گونه بلبلان عاشق را به ترنم در آورده است و بهشت براي خاطر او تمام زنبق هايشان را نثار زمينيان کرده است! او علي است؛ طبيبي که هر کجا که لازم باشد بر زخم ها مرهم مي نهد و دل هاي نابينا و گوش هاي ناشنوا و زبان هاي بي کلام را درمان مي کند. او علي (ع) است که غفلت و ناداني و حيرت و سرگرداني را معالجه و روشني هاي حکمت و عرفان را تقديم دل ها و جان هاي تشنه عاشقان الهي مي کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; مردي از تبار نور&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مردي مي آيد از تبار نور، از تبار عاشقان و شوريدگان. مردي که محمد (ص) از گل خنده هاي نگاه او نشاط مي يابد و ابوطالب در نيمه شب هاي بيداري دل، با او راز دل مي گويد و فاطمه بنت اسد باغ چشمانش را به روي او مي گشايد تا گل شادماني را آبشار لبخند او شکوفا کند. مردي که طلوع مهرانگيز نگاهش ديگر بار حلاوت وصال و عشق را در چشمه لايزال به جان پاکان مي نوشاند و پياله حيات عاشقان از نگاهش لبريز مي شد. علی، فصيح ترين شعر حيات و زيباترين آواز آفرينش بود.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 06 Jul 2009 15:56:21 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mansure&amp;postid=69</comments>
<dc:creator>mansure</dc:creator>
<guid>http://mansure.blogfa.com/post-69.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پوچی افسانه</title>
<link>http://mansure.blogfa.com/post-68.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;    &lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;مي گشايم عاقبت يك شب در ميخانه را&lt;/FONT&gt;      &lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;                                                         &lt;FONT color=#000099&gt;مست و شيدا ميكنم آن شب دل ديوانه را&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;مي درم در حال مستي پردة ريب و ريـا&lt;/FONT&gt;       &lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;                                                           &lt;FONT color=#000099&gt;تا كه بشناسند مردم زاهـد و فرزانــه را&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;مي كشم بيرون ز اعماق قرون صدنكته را&lt;/FONT&gt;    &lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;                                                              &lt;FONT color=#000099&gt;تا هـويدا سازم آخــرپوچـي افسانه را&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;    &lt;FONT color=#ff0000&gt;تـا بـرانـدازم نـظام تـيرگـي از روزگــار&lt;/FONT&gt;     &lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;  &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;                                                          &lt;FONT color=#000099&gt;بشكنم در ظلمت يلداي زلفـش شانه را&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;   &lt;FONT color=#ff0000&gt;جـام جانـم گشت لبـريـز از شراب آريا&lt;/FONT&gt;     &lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;         &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;                                                            &lt;FONT color=#000099&gt;گـو چـرا با دست تازي پـركنم پيمانه را&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;   &lt;FONT color=#ff0000&gt;اي جـدا افتاده از اصـل و تبـار خـويشتن&lt;/FONT&gt;  &lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;            &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;                                                       &lt;FONT color=#000099&gt;چند مي پوشي به تن اين كسوت بيگانه را&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;  &lt;FONT color=#ff0000&gt;پرتـو روشنگري در شيـوة بيگانـه نـيست&lt;/FONT&gt;   &lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;       &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;                                                               &lt;FONT color=#000099&gt;زآتشي ديـرينه بايد برفـروزي خـانه را&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;  &lt;FONT color=#ff0000&gt;اي زسـوگ بي ثـمر جـام دلـت لبريز درد&lt;/FONT&gt;   &lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;       &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;                                                                 &lt;FONT color=#000099&gt;غـم رهـا كن تا كنيم آباد اين ويـرانه را&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;نـور آزادي نخـواهد كـرد روشـن خـانه ات&lt;/FONT&gt;   &lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;       &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;                                                                  &lt;FONT color=#000099&gt;تـا نيامـوزي در آتـش شيـوة پروانـه را&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;جسم و جانم سوخت زين نامردمي هااي دريغ&lt;/FONT&gt;  &lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;                                                                      &lt;FONT color=#000099&gt;هــمتي تا بـازيابـم دلبـر جــانانه را&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;         &lt;FONT color=#ff0000&gt;مـرغ زيـرك كي اسيـر دام دونان مي شود&lt;/FONT&gt; &lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;    &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;                                                             &lt;FONT color=#000099&gt;مي شناسد در رهش صياد و دام و دانه را&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;            &lt;FONT color=#ff0000&gt;كـن برون محــزون زدل انگيـزة بيـداد را&lt;/FONT&gt; &lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;          &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;                                                                  &lt;FONT color=#000099&gt;تا سرورانگيز و جان پرور كني كاشانه را&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/B&gt;&lt;/STRONG&gt; (شاعر : جناب آقای منصور جمشیدآبادی)            &lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                                                                تهیه کننده : موسسه کاوه آمنگر شیراز&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 18 Jun 2009 19:54:21 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mansure&amp;postid=68</comments>
<dc:creator>mansure</dc:creator>
<guid>http://mansure.blogfa.com/post-68.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>السلام عليك يا روح الله</title>
<link>http://mansure.blogfa.com/post-67.aspx</link>
<description>&lt;A href=&quot;http://www.google.com/imgres?imgurl=http://www.ir-psri.com/pic/Photos/Photo136_1.jpg&amp;imgrefurl=http://www.ir-psri.com/Show.php%3FPage%3DViewPhoto%26PhotoID%3D136%26SP%3DFarsi&amp;h=500&amp;w=363&amp;sz=41&amp;tbnid=inbjxRPe0cmqpM:&amp;tbnh=130&amp;tbnw=94&amp;prev=/images%3Fq%3D%25D8%25A7%25D9%2585%25D8%25A7%25D9%2585%2B%25D8%25AE%25D9%2585%25D9%258A%25D9%2586%25D9%258A&amp;hl=fa&amp;usg=__b4uNdkRQTX5vx7iw6ZCVHY9hJmo=&amp;ei=79gnSvG0KYiE_AbBraHJBQ&amp;sa=X&amp;oi=image_result&amp;resnum=3&amp;ct=image&quot;&gt;&lt;/A&gt;
&lt;P&gt; &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 498px; HEIGHT: 614px&quot; height=554 src=&quot;http://www.ir-psri.com/pic/Photos/Photo136_1.jpg&quot; width=498&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;سال ها مي گذرد حادثه ها مي آيد    انتظار فرج از نيمه خرداد كشم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;رحلت بنيانگذار انقلاب اسلامي&lt;/FONT&gt; ؛ &lt;FONT color=#000099&gt;پير طريقت تشيع&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;؛ &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;احياگر انديشه هاي آزاد&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;؛&lt;/FONT&gt; و &lt;FONT color=#000099&gt;فرزند شجاع رسول الله&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#000099&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;نايب برحق ولي عصر&lt;/FONT&gt; &lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;امام خميني&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;U&gt;؛&lt;/U&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;را به جهان اسلام بخصوص ملت شريف ايران تسليت ميگويم .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#9900cc&gt;واقعا خرداد پر از حادثه است : دوم ؛ سوم ؛ چهاردهم و پانزدهم خرداد . اميدواريم كه بيست و دوم خرداد نيز حادثه شادي بخشي براي سرفرازي ملت ايران باشد . انشاءالله&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 04 Jun 2009 15:26:21 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mansure&amp;postid=67</comments>
<dc:creator>mansure</dc:creator>
<guid>http://mansure.blogfa.com/post-67.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تسليت</title>
<link>http://mansure.blogfa.com/post-66.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 186px; HEIGHT: 245px&quot; height=200 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.inroozha.com/khabar/behjat.jpg&quot; width=200 align=left border=0&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;&lt;STRONG&gt;در گذشت عالم ربانی&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; ؛ مرجع تقليد شيعيان ؛&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT size=3&gt;مجتهد عالي مقام ؛ حضرت &lt;FONT color=#990000&gt;&lt;STRONG&gt;آيت الله&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; علامه &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;&lt;STRONG&gt;محمد تقي بهجت&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#000066&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;&lt;STRONG&gt;را&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;به صاحت مقدس امام زمان &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT size=3&gt;و رهبر معظم انقلاب و عالم شيعه به خصوص&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT size=3&gt; هم وطنان و مقلدان آن حضرت &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;&lt;STRONG&gt;تسليت ميگوييم&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; و آرزومند شفاعت ايشان &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT size=3&gt;از درگاه باريتعالي هستيم&lt;/FONT&gt; .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 19 May 2009 23:23:21 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mansure&amp;postid=66</comments>
<dc:creator>mansure</dc:creator>
<guid>http://mansure.blogfa.com/post-66.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انا بعثت معلما </title>
<link>http://mansure.blogfa.com/post-65.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;جهان بی معلم تن بی سر است&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;/&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000066&gt; بسان جهازی که بی لنگر است&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;محمد.ص. چنین گفت در باب علم&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;/&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#000066&gt;که من شهر علم و علی ام در است&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;به شهر نبی رفت و در را گشود&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;/&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000066&gt; که گویی زپیغمبر امی تر است&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;علی.ع. را به عبدی کند اختیار&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt; /&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#000066&gt;یکی دانش آموز او حیدر است&lt;/FONT&gt; *&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;ز قلبش تراوش کند شور عشق&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;/ &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;زشمع فروزنده سوزان تر است&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;نسوزد پرش از لهیب ستم&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;/&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#000066&gt;زمین و زمان را بلند اختر است&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;به کاغذ بود صفحه ی روزگار&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;/ &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;قلم را نگینی بر انگشتر است&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;شهامت بود رسم مردانگی&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;/&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#000066&gt;تملق به زخم تنش نشتر است&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;نباش&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;د برایش برابر به دهر&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;/ &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;همان دانه ی برشده گوهر است&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;نوازشگر روح انسانیت&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt; /&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#000066&gt;و طفل بداندیش را مادر است&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;هم او سایه سار و هم او خوشگوار&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt; /&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#000066&gt;درختی چو طوبی و هم کوثر است&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;هنر طفل راهی ست در دامنش&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt; /&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#000066&gt;به فرزانگان هنر رهبر است&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;شرابا طهورای علم و ادب&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;/ &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;گوارای&lt;FONT color=#0000ff size=2&gt; &lt;/FONT&gt;جانی که خود ساغر است&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;مداد معلم به هر ملتی&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;/ &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;زخون شهیدانش اولاتر است&lt;/FONT&gt;*&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;معلم نگنجد به وصف بیان&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt; /&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#000066&gt;زبانش زیاقوت و سیم و زر است&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;چو روزی به کارش گزاری سپاس&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;/ &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;گه نشر علم و گه دفتر است&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;&lt;STRONG&gt;سروده :&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;رضا دهقانی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;FONT color=#000099&gt;&lt;STRONG&gt;اردیبهشت ۱۳۸۱&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;*۱&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#9900cc&gt;اشاره به سخن مولا.ع.:من علمنی حرفا فقدصیرنی عبدا&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #0000ff&quot; color=#00ff00&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#ff0000&gt;*۲&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#9900cc&gt;اشاره به سخن معصوم : مدادالعلماء افضل من دماءالشهداء&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 03 May 2009 00:57:21 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mansure&amp;postid=65</comments>
<dc:creator>mansure</dc:creator>
<guid>http://mansure.blogfa.com/post-65.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روز من عید من است</title>
<link>http://mansure.blogfa.com/post-64.aspx</link>
<description>&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;
&lt;DIV&gt;
&lt;UL dir=rtl&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV&gt; &lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;تارو پودت زهم گسست معلم &lt;/FONT&gt;    /    &lt;FONT color=#ff0000&gt;قلم لای دستت شکست معلم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;در  گذرگاه  مبهم  تاریخ&lt;/FONT&gt;         /         &lt;FONT color=#ff0000&gt; شد مقام  تو  پست   معلم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اي معلم ، اي مؤثر ، اي مهربان &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در پيشگاهت علم و ادب زا نو مي زند و قد فلك سر خم مي كند و علي   (ع) بندگي 00000&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اي پاروي قايق خوشبختي در گرداگرد طوفان حوادث جهل و بد بختي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و اي طلايه دار زندگي زنده دلان و احياء كننده ارواح تشنه و مرده كوردلان &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با تو مي آيم و باتو مي مانم      &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و اشكهاي سوزان تو را برچهره فروزان از تحمل فقر وناداري از فرش تاعرش سفيرمي زنم0&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بمان تا بمانيم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در سايه سار زلال مهر و محبت و صفا &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بادلهاي آكنده از اندوه تلاطم  ناملايمات جوروجفا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بخوان تابخوانيم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و برسانيم آوازمان رابه دشت ، در هياهوي پر جنب و جوش كوه و آبشار &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و بنويسيم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بر تارك كهكشان اميد و آسمان عشق &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در بيستون فرهاد گونه استوار و ستبر اراده راست قامتان تاريخ 000000000&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; كه دوستت داريم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; و در يك كلام دوستت داريم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هدیه ای ناچیز به معلمان عزیزم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;افتخار شاگردی دارد:  رضا دهقا ني&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sun, 03 May 2009 00:22:21 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mansure&amp;postid=64</comments>
<dc:creator>mansure</dc:creator>
<guid>http://mansure.blogfa.com/post-64.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دربست ؛ راه آهن</title>
<link>http://mansure.blogfa.com/post-63.aspx</link>
<description>در قطاری سوارم که برجاده می رود !
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;موج می نوردد!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;باد می پیماید!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و..... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من برایش سوت می کشم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;آقا !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;FONT color=#990000&gt;نجف آباد پیاده میشم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 24 Apr 2009 10:45:21 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mansure&amp;postid=63</comments>
<dc:creator>mansure</dc:creator>
<guid>http://mansure.blogfa.com/post-63.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نوروز</title>
<link>http://mansure.blogfa.com/post-62.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#0000ff size=5&gt;&lt;A name=dibache&gt;ديباچه&lt;BR&gt;&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;انسان، از نخستين سال هاي زندگي اجتماعي، زماني که از راه شکار و گردآوري خوراک هاي گياهي روزگار مي گذراند، متوجه بازگشت و تکرار برخي از رويدادهاي طبـيعي، يعني تکرار فصول شد.  زمان يخ بندان ها موسم شکوفه ها، هنگام جفت گيري پرندگان و چرندگان را از يکديگر جدا کرد.  نياز به محاسبه در دوران کشاورزي، يعني نياز به دانستن زمان کاشت و برداشت؛ فصل بندي ها و تقويم دهقاني و زراعي را بوجود آورد. نخستين محاسبه فصل ها، بي گمان در همهً جامعه ها، با گردش ماه که تغيـيـر آن آسانتر ديده مي شد، صورت گرفت.  و بالاخره نارسايي ها و ناهماهنگي هايي که تقويم قمري، با تقويم دهقاني داشت، محاسبه و تنظيم تقويم بر اساس گردش خورشيد صورت پذيرفت.  سال در نزد ايرانيان همواره داراي فصل نبوده، زماني شامل دو فصل : زمستان ده ماهه و تابستان دو ماهه بوده؛ و زماني ديگر تابستان هفت ماه ( از فروردين تا آبان) و زمستان پنج ماه ( از آبان تا فروردين ) بوده، و سرانجام از زماني نسبتاً کهن به چهار فصل سه ماهه تقسيم گرديده است. گذشته از ايران: &quot;سال و ماه سغدي ها، خوارزمي ها، سيستان ها در شرق و کاپادوکي ها و ارمني ها در مغرب ايران، بدون کم و زياد همان سال و ماه ايراني است&quot;. &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#0000ff size=5&gt;&lt;A name=&quot;aghaze sal&quot;&gt;آغاز سال&lt;BR&gt;&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;مردم شناسان را عقيده بر اين است که محاسبه آغاز سال، در ميان قوم ها و گروه هاي کهن، از دوران کشاورزي، همراه با مرحله اي از کشت يا برداشت بوده و بدين جهت است که آغاز سال نو در بيشتر کشورها و آيـيـن ها در نخستين روزهاي پائيز، يا زمستان و يا بهار مي باشد.  آغاز سال ايرانيان، هر چند زماني دستخوش تغيـيـر گرديد ولي حمزه اصفهاني در کتاب سني ملوک الارض و الا نبـيـاء و ابوريحان بـيـروني در آثار الباقيه گويند که آغاز سال ايراني، از زمان خلقت انسان ( يعني ابتداي هزاره هفتم از تاريخ عالم ) روز هرمز از ماه فروردين بود. وقتي که آفتاب در نصف النهار، در نقطهً اعتدال ربـيـعي بود، و طالع سرطان بود.   &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A name=jashn&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#0000ff size=5&gt;پيدايش جشن نوروز&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;در ادبـيـات فارسي جشن نوروز را، مانند بسياري ديگر از آيـيـن ها، رسم ها، فرهنگ ها و تمدن ها به نخستين پادشاهان نسبت مي دهند.  شاعران و نويسندگان قرن چهارم و پنجم هجري، چون فردوسي ،منوچهري، عنصري، بـيـروني، طبري، مسعـودي، مسکويه، گرديزي و بسياري ديگر که منبع تاريخي و اسطوره اي آنان بي گمان ادبـيـات پـيـش از اسلام بوده، نوروز و برگزاري جشن نوروز را از زمان پادشاهي جمشيد مي دانند، که تـنـها به چند نمونه و مورد اشاره مي شود :  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;جهان انجمن شد بر تخت اوي               از آن بر شده فره بخت اوي&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;به جمشيد بر گوهر افشاندند               مر آن روز را روز نو خواندند&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;سر سال نو هرمز فرودين                     بر آسوده از رنج تن، دل ز کين&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;به نوروز نو شاه گيتي فروز                   بر آن تخت بنشست فيروزروز&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;بزرگان به شادي بياراستند                   مي و رود و رامشگران خواستند&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt; محمد بن جرير طبري نوروز را سر آغاز دادگري جمشيد دانسته :   &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt; جمشيد علما را فرمود که آن روز که من بـنـشـسـتم به مظالم، شما نزد مي باشيد تا هر چه در او داد و عدل باشد بنمايـيـد، تا من آن کنم.  و آن روز که به مظالم نشـسـت روز هرمز بود از ماه فروردين. پس آن روز رسم کردند.     &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;ابوريحان بـيـروني پرواز کردن جمشيد را آغاز جشن نوروز مي داند : چون جمشيد براي خود گردونه بساخت، در اين روز بر آن سوار شد، و جن و شياطين او را در هوا حمل کردند و به يک روز از کوه دماوند به بابل آمد و مردم براي ديـدن اين امر به شگفت شدند و اين روز را عيد گرفته و براي يادبود آن روز تاب مي نـشـيـنـند و تاب مي خورند.   &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;به نوشته گرديزي، جمشيد جشن نوروز را به شکرانهً اين که خداوند &quot; گرما و سرما و بيماري و مرگ را از مردمان گرفت و سيصد سال بر اين جمله بود &quot; برگزار کرد و هم در اين روز بود که &quot; جمشيد بر گوساله اي نشست و به سوي جنوب رفت به حرب ديوان و سياهان و با ايشان حرب کرد و همه را مقهور کرد. &quot;  و سرانجام خيام مي نويسد که جمشيد به مناسبت باز آمدن خورشيد به برج حمل، نوروز را جشن گرفت : سبب نهادن نوروز آن بوده است که آفتاب را دو دور بود، يکي آنکه هر سيصد و شصت و پنج شبان روز به اول دقيقه حمل باز آمد و به همان روز که رفته بود بدين دقيقه نتواند از آمدن، چه هر سال از مدت همي کم شود؛ و چون جمشيد، آن روز دريافت ( آن را ) نوروز نام نهاد و جشن و آيـيـن آورد و پس از آن پادشاهان و ديگر مردمان بدو اقتدا کردند.    &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;در خور يادآوري است که جشن نوروز پـيـش از جمشيد نيز برگزار مي شده و ابوريحان نيز، با آنکه جشن را به جمشيد منسوب مي کند، ياد آور     مي شود که، &quot; آن روز را که روز تازه اي بود جمشيد عيد گرفت؛ اگر چه پـيـش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود &quot; .   گذشته از ايران، در آسياي صغير و يونان، برگزاري جشن ها و آيـيـن هايي را در آغاز بهار سراغ داريم.  در منطقهً ليدي و فري ژي، براساس اسطوره هاي کهن، به افتخار سي بل، الههً باروري و معروف به مادر خدايان، و الههً آتيس جشني در هنگام رسيدن خورشيد به برج حمل و هنگام اعتدال بهاري، برگزار مي شد. مورخان از برگزاري آن در زمان اگـُوست شاه در تمامي سرزمين فري ژي و يونان و ليدي  و آناتولي خبر مي دهند. به ويژه از جشن و شادي بزرگ در سه روز 25 تا 28 مارس ( 4 تا 7 فروردين ) .  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;صدرالدين عيني دربارهً برگزاري جشن نوروز در تاجيکستان و بخارا ( ازبکستان ) مي نويسد: ... به سبب اول بهار، در وقت به حرکت در آمدن تمام رستـني ها، راست آمدن اين عيد، طبـيـعت انسان هم به حرکت مي آيد. از اين جاست که تاجيکان مي گويند : &quot; حمل، همه چيز در عمل &quot;. در حقيقت اين عيد به حرکت آمدن کشت هاي غله، دانه و سر شدن ( آغاز ) کشت و کار و ديگر حاصلات زميني است که انسان را سير کرده و سبب بقاي حيات او مي شود.  وي در جاي ديگر مي گويد :   در بخارا &quot; نوروز &quot; را عيد ملي عموم فارسي زبانان است، بسيار حرمت مي کردند. حتي ملاي ديني به اين عيد که پيش از اسلاميت، عادت ملي بوده، بعد از مسلمان شدن هم مردم اين عيد را ترک نکرده بودند، رنگ ديني اسلامي داده، از وي فايده مي بردند. از آيت هاي قرآن هفت سلام نوشته به &quot; غولونگ آب &quot; که خوردن وي در نوروز از عادت هاي ملي بيـش تره بوده، تر کرده مي خوردند. ولي برگزاري شکوهمند و باورمند و همگاني اين جشن در دستگاه هاي حکومتي و سازمان هاي دولتي و غير دولتي و در بيـن همهً قشرها و گروه هاي اجتماعي، بي گمان، از ويژگي هاي ايران زمين است، که با وجود جنگ و ستيزها، شکست ها و دگرگوني هاي سياسي، اجتماعي، اعتقادي، علمي و فني، از روزگاران کهن پا بر جا مانده، و افزون بر آن به جامعه ها و فرهنگ هاي ديگر نيز راه يافته است؛ و در مقام مقايسه، امروز جامعـه و کشوري را با جشن و آيـيـن چندين روزه اي، که چنين همگاني و مورد احترام و باور خاص و عام، فقير و غني، کوچک و بزرگ و بالاخره شهري و روستايـي و عشايـري باشد، سراغ نداريم.    &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A name=modat&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#0000ff size=5&gt;روزها يا ماه جشن نوروز&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;مدت برگزاري جشن هايي چون مهرگان، يلدا، سده و بسياري ديگر، معـمولا يک روز ( يا يک شب ) بـيشتر نيست.  ولي جشن نوروز، که درباره اش اصطلاح &quot; جشن ها و آيـيـن هاي نوروزي &quot; گوياتر است، دست کم يک يا دو هفته ادامه دارد. ابوريحان بيروني مدت برگزاري جشن نوروز را، پس از جمشيد يک ماه مي نويسد :   &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt; چون جم درگذشت، پادشاهان همه روزهاي اين ماه را عيد گرفتند. عيدها را شش بخش نمودند : 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف ،5 روز سوم را به خادمان و کارکنان پادشاهي، 5 روز چهارم را به نديمان و درباريان، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزيگران.   &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;کمپفر در سفرنامهً خود آورده که، در زمان شاه سليمان صفوي، مهماني ها، تفريح و جشن هاي نوروز در ميدان هاي عمومي تا سه هفته طول مي کشيد. &quot;درو ويل&quot; مدت تعطيلي جشن نوروز را در زمان فتحعليشاه دو هفته مي نويسد.  ولي برگزاري مراسم نوروزي امروز، دست کم از پنجه و &quot; چهارشنبه آخر سال &quot; آغاز و در &quot; سيزده بدر &quot; پايان مي پذيرد.  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;رسم ها و آيـيـن هاي نوروزي که از روزگاران کهن برگزاري آن ها از نسلي به نسل بعد به ارث رسيده، به ناگزير با دگرگوني شيوه هاي زندگي، تکنولوژي هاي صنعتي و ماشيني، سازمان هاي اداري، شغـل ها، قانون ها، وسايـل ارتباط جمعي جديـد - چنان که خواهيم ديد - بدون آنکه هويـت خود را از دست بدهد، تحول يافته است.   از آداب و رسم هاي کهن پـيـش از نوروز، بايستي از پنجه ( خمسه مسترقه )، چهارشنبه سوري و خانه تکاني ياد کرد.   &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;A name=panjeh&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#0000ff size=5&gt;پنجه ( خمسه مسترقه )&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;بنابر سال نماي کهن ايران، هر يک از دوازده ماه سال سي روز است و پنج روز باقي ماندهً سال را پنجه، پنجک، خمسه مسترقه، پيتک( در زبان و تقويم مازندراني ) يا بهيزک ( در روز شمار زردشتيان ) گويند. ابوريحان دربارهً پنجه مي نويسد :&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;  ... هر يک از ماه هاي فارسي سي روز است و از آن جا که سال حقيقي سيصد و شصت و پنج روز است، پارسيان پنج روز ديگر سال را &quot; پنجي &quot; و &quot; اندرگاه &quot; گويند. سپس اين نام تعريب شده و &quot; اندرجاه &quot; گفته شد و نيز اين پنج روز ديگر را روزهاي مسترقه نامند، زيرا که در شمار هيچ يک از ماه ها حساب نمي شود ....   &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;اين پنج روز را که همزمان با يکي از شش &quot; گهنبار &quot; است، جشن مي گرفـتـند. مراسم پنجه تا سال 1304، که تقويم رسمي شش ماه اول سال را سي و يک روز قرار داد، برگزار مي شد.   &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;برگزاري جشن خمسه در بين همهً قشرهاي اجتماعي رواج داشت. به طوري که در 1311 هجري قمري مردي نيک انديش در هزينه کردن درآمد موقوفهً خود، در استرک کاشان، سفارش مي کند که : &quot; ... بقيه منافع وقف را هر ساله برنج ابتياع نموده از آخر خمسه مسترقه به تمام اهالي استرک وضيع و شريف ذکور و اناث، صغير و کبـير بالسويه برسانند &quot;.   در گاهشماري تبري، که نوروز در مرداد ماه برگزار مي شد، مراسم پنجه، در دورهً صفويه، همزمان با جشن و روز آب پاشان بود :   ... و حضرت اعلي شاهي ظل اللهي، به دستور ولايت بهشت آساي مازندران کامياب دولت بودند، و چون فصل نشاط افزاي بهاري سپري گشته، هواي آن ديار رو به گرمي نهاد، ارادهً تماشاي جشن و سرور پنجه که معتاد مردم گيلان است از خاطر خطير سر زد.  رسم مردم گيلان است که در ايام خمسه مسترقه هر سال که به حساب اهل تنجيم آن ملک، بعد از انقضاي سه ماه بهار قرار داده اند، و در ميانه اهل عجم روز آب پاشان است؛ بزرگ و کوچک و مذکر و موًنث به کنار دريا آمده، پنج روز به سور و سرور مي پردازند و همگي از لباس تکليف عريان گشته، هر جماعت با اهل خود به آب درآمده، با يکديگر آب بازي کرده، و بدين طرب و خرمي مي گذرانند و الحق تماشاي غريبي است.    &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#0000ff size=5&gt;&lt;A name=haji&gt;مير نوروزي&lt;BR&gt;&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;از جمله آيـيـن هاي اين جشن پنج روزه، که در شمار روزهاي سال  و ماه و کار نبود، براي شوخي و سرگرمي، حاکم و اميري انتخاب مي کردند که رفتار و دستورهايش خنده آور بود، و در پايان جشن از ترس آزار مردمان فرار مي کرد. ابوريحان از مردي کوسه ياد مي کند که با جامه و آرايشي شگفت انگيز و خنده آور، در نخستين روز بهار مردم را سرگرم مي کرد و چيزي مي گرفت.  و هم اوست که حافظ به عنوان &quot;مير نوروزي&quot; دوران حکومتش را &quot; بيش از پنج روز &quot; نمي داند.   &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;مسعـودي در اين باره مي نويسد : ... پنج روز آخر آن فروردگان است، که روز اول آن در عراق و ايران کوسه اي بر استر خود سوار شود ( و اين جز در عراق و ديار عجم رسم نيست و اهل شام و جزيره و مصر و يمن آن را ندانند )، و تا چند روز جوز و سير و گوشت چاق و ديگر غذاهاي گرم و نوشيدني هاي گرمازا و سرمابر به او بخورانند و بنوشانند و چنان وانمود کند که سرما را بـيرون مي کند و آب سرد بر او ريزد و احساس رنج نکند، و به فارسي بانگ زند: &quot; گرما، گرما&quot; و اين هنگام عيد عجميان است که در اثـناي آن طرب کنند و شاد باشند.  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;از برگزاري رسم ميرنوروزي، تا 73 سال پيش، آگاهي داريم؛ علامه محمد قزويني در پژوهشي ارزشمند دربارهً ميرنوروزي - که مانند همه پژوهش هاي آن علامهً فقيد ادبي و فرهنگي مي باشد - شرحي آورده است، که خود مي تواند پژوهش مردم نگاري باشد و دريغم آمد که به اشاره بسنده شود.  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;.... يکي از دوستان موثـق نگارنده، از اطباي مشهور، که سابق در خراسان مقيم بوده اند، در جواب استفسار من از ايشان در اين موضوع، مکتوب ذيل را به اينجانب مرقوم داشته اند که عيناً درج مي شود : &quot; در بهار 1302 هجري شمسي براي معـالجه بيماري به بجنورد رفته بودم. از اول فروردين تا چهاردهم فروردين در آنجا بودم، در دهم فروردين ديدم جماعت کثيري، سواره و پـياده مي گذرند، که يکي از آنها با لباس فاخر، بر اسب رشيدي نشسته، چتري بر سر افراشته بود.  جماعتي هم سواره در جلو و عقب او روان بودند. يکدسته هم پـياده به عنوان شاطر و فراش که بعضي چوبي در دست داشتند، در رکاب او يعـني پيشاپـيش و در جنبـين و در عقب او روان بودند، چند نفر هم چوب هاي بلند در دست داشتـند که بر سر هر چوبي سر حيواني از قبـيل گاو يا گوسفند بود، يعـني استخوان جمجمه حيواني، و اين رمز از آن بود که امير از جنگي فاتحانه برگشته و سرهاي دشمنان را با خود مي آورد. دنبال اين جماعت، انبوه کثيري از مردم متفرقه، بزرگ و خرد، روان بودند و هياهوي بسيار داشتـند. تحقيق کردم، گفتند که در نوروز يک نفر امير مي شود، که تا سيزده عيد، امير و حکمفرماي شهر است، به اعيان و اعزه شهر حوالهً نقد و جنس مي دهد، که همه کم يا زياد تقديم مي کنند. به اين طريق که مثلا حکمي مي نويسد براي فلان متعـين : - که شما بايد صد هزار تومان تسليم صندوق خانه کنيد، البته مفهوم اين است که صد تومان بايد بدهيد. البته اين صد تومان را کم و زياد مي کردند، ولي در هر حال چيزي گفته مي شد، غالب اعيان به رغبت و رضا چيزي مي دادند. زيرا، جزو عادات عيد نوروز به فال نيک مي گرفتـند. از جمله به ايلخاني هم مبلغي حواله مي دادند که مي پرداخت. بعد از تمام شدن سيزده عيد دورهً امارت او به سر مي آيد، و گويا در يک خاندان اين شغـل ارثي بود &quot;.     &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;بي گمان امروز، کساني را که در روزهاي نخست فروردين، با لباس هاي قرمزرنگ و صورت سياه شده در کوچه و گذر و خيابان مي بيـنيم که با دايره زدن و خواندن و رقصيدن مردم را سرگرم مي کنند و پولي مي گيرند، بازماندهً شوخي ها و سرگرمي هاي انتخاب &quot; مير نوروزي &quot; و &quot; حاکم پنج روزه &quot; است که تـنها در روزهاي جشن نوروزي ديده مي شوند، نه در وقت و جشني ديگر؛ و آنان خود در شعرهايي که مي خوانند، مي گويند : حاجي فيروزه، عيد نوروزه، سالي چند روزه .   &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;A name=5shanbe&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#0000ff size=5&gt;روزهاي مردگان و پنجشنبه آخر سال&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;يکي از آيـين هاي کهن پـيش از نوروز ياد کردن از مردگان است که به اين مناسبت به گورستان مي روند و خوراک مي برند و به ديگران مي دهند. زردشـتيان معـتـقدند که : &quot; روان و فروهر مردگان، هيچ گاه کسي را که بوي تعلق داشت فراموش نمي کند و هر سال هنگام جشن فروردين به خانه و کاشانه خود برمي گردند &quot;.  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;در روزهاي پنجه، از جمله رسم ها، تهيه کردن غذا، آيـيني مذهبي بوده، ابوريحان مي نويسد:  ... و گبرکان در اين پنج روز خورش و شراب نهند، روان هاي مردگان را و همي گويند، که جان مرده بيايد و آن غذا گيرد. غذا پختن و بر مزار مردگان بردن در قرن چهارم رسم بوده است؛ از خوارزم تا فارس : خوارزميان پنج روز آخر اسفند و پنج روز ديگري که در پي آن است و ملحق به اين ماه مانند اهالي فارس، در روزهاي فروردگان براي ارواح مردگان در گورستان غذا مي گذارند.  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;يکي از صورت هاي برجا ماندهً اين رسم، در شهر و روستا، به گورستان رفتن &quot; پنجشنبه آخر سال &quot; است، به ويژه خانواده هايي که در طول سال عضوي را از دست داده اند. رفتن به زيارتگاه ها و &quot; زيارت اهل قبور &quot;، در پنجشنبه - و نيز، روز پـيش از نوروز و بامداد نخستين روز سال - رسمي عام است. در اين روز، خانواده ها خوراک ( پلو خورش )، نان، حلوا و خرما بر مزار نزديکان مي گذارند و بر مزار تازه گذشتگان شمع، يا چراغ روشن مي کنند.  در برخي از شهرهاي ايران، روز پيش از عيد، خانواده هاي عزادار، از خويشان و نزديکان با غذا و حلوا پذيرايي مي کنند و در سر مزار جمع مي شوند. و نيز رسم است که ايرانيان شيعه، در موقع سال تحويل، به زيارت قبر امامان و امامزادگان ميروند.   &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;A name=khanehtekani&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#0000ff size=5&gt;خانه تکاني&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;اصطلاح &quot; خانه تکاني &quot; را بيشتر در مورد شستن، تميز کردن، نو خريدن، تعمير کردن ابزارها، فرش ها، لباس ها، به مناسبت فرا رسيدن نوروز، به کار مي برند. در اين خانه تکاني، که سه تا چهار هفته طول مي کشد، بايستي تمامي ابزارها و وسيله هايي که در خانه است، جا به جا، تميز، تعـمير و معاينه شده و دوباره به جاي خود قرار گيرد. برخي از ابزارهاي سنگين وزن، يا فرش ها، تابلو ها، پرده ها و وسيله هاي ديگر، فقط سالي يک بار، آن هم در خانه تکاني نوروزي، جا به جا و تميز مي شود.  در برخي از شهرهاي آذربايجان نخستين چهارشنبهً ماه اسفند ( چهارشنبه موله) به شستن و تميز کردن فرش هاي خانه اختصاص دارد.  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;خانه تکاني امسال، در خانه تکاني شهر نيز سرايت کرد :  مسئـول خدمات شهري شهرداري تهران در مصاحبه اي گفت : از آن جا که ايراني ها براساس يک سنت حسنه همه ساله در واپسين روزهاي سال اقدام به نظافت و پاکيزه گي منازل خود مي کنند، شهرداري تهران نيز براي دستيابي به شهري پاکيزه و تميز همگام و همراه با مردم، نسبت به لکه گيري گذرگاه ها و جمع آوري نخاله ها و ضايعات شهري در مناطق بيست گانه شهرداري تهران اقدام مي کند.   &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;A name=sabzeh&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#0000ff size=5&gt;کاشتن سبزه&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;اسفند ماه، ماه پاياني زمستان، هنگام کاشتن دانه و غله است. کاشتن &quot; سبزه عيد &quot; به صورت نمادين و شگون، از روزگاران کهن، در همهً     خانه ها و در بين همهً خانواده ها مرسوم است.  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;در ايران کهن، &quot; بـيست و پنج روز پيش از نوروز، در ميدان شهر، دوازده ستون از خشت خام بر پا مي شد، بر ستوني گندم، برستوني جو و به ترتيب، برنج، باقلا، کاجيله ( گياهي است از تيرهً مرکبان، که ساقه آن به 50 سانـتي متر است )، ارزن، ذرت، لوبـيا، نخود، کنجد، عدس و ماش ميکاشتـند؛ و در ششمين روز فروردين، با سرود و ترنم و شادي، اين سبزه ها را مي کندند و براي فرخندگي به هر سو مي پراکندند &quot;.  و ابوريحان نقـل مي کند که : &quot; اين رسم در ايرانيان پايدار ماند که روز نوروز در کنار خانه هفت صنف از غلات در هفت اسطوانه بکارند و از رويـيدن اين غلات، به خوبي و بدي زراعت و حاصل ساليانه حدس بزنند &quot;.   &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;امروز، در همهً خانه ها رسم است که ده روز يا دو هفته پيش از نوروز، در ظرف هاي کوچک و بزرگ، کاسه، بشقاب، پشت کوزه و ... دانه هايي چون گندم، عدس، ماش و ... مي کارند.  موقع سال تحويل و روي سفره &quot;هفت سين &quot; بايستي سبزه بگذارند. در برخي از شهرهاي آذربايجان، سومين چهارشنبه به خيس کردن و کاشتن گندم و عدس براي سبزه هاي نوروزي اختصاص دارد.  اين سبزه ها را در خانواده ها تا روز سيزده نگه داشته، و در اين روز زماني که براي &quot; سيزده بدر &quot; از خانه بـيرون مي روند، در آب روان مي اندازند.  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;A name=7sin&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#0000ff size=5&gt;سفره هفت سين &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;رسم و باوري کهن است که همهً اعضاي خانواده در موقع سال تحويل ( لحظهً ورود خورشيد به برج حمل ) در خانه و کاشانه خود در کنار سفره هفت سين گرد آيند.  در سفره سفيد رنگ هفت سين، از جمله، هفت رويـيدني خوراکي است که با حرف &quot; س &quot; آغاز مي شود، و نماد و شگوني بر فراواني رويـيدني ها و فراورده هاي کشاورزي است - چون سيب، سبزه، سنجد، سماق، سير، سرکه، سمنو و مانند اين ها- مي گذارند. افزون بر آن آينه، شمع، ظرفي شير، ظرفي آب که نارنج در آن است، تخم مرغ رنگ کرده، تخم مرغي روي آينه، ماهي قرمز، نان، سبزي، گلاب، گل، سنبل، سکه و کتاب ديني ( مسلمانان قرآن و زردشتيان اوستا و ... ) نيز زينت بخش سفرهً هفت سين است. اين سفره در بيشتر خانه ها تا روز سيزده گسترده است.   &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;در برخي از نوشته ها از سفره هفت شين (هفت رويـيدني که با حرف شين آغاز مي شود) سخن رفته و آن را رسمي کهن تر دانسته اند.  در ريشه يابي واژهً هفت سين نظرهاي ديگري چون هفت چين ( هفت رويـيدني از کشتزار چيده شده ) و هفت سيني از فراورده هاي کشاورزي نيز بيان شده است.  پراکندگي نظرها ممکن است به اين سبب باشد که در کتاب هاي تاريخي و ادبي کهن اشاره اي به هفت سين نشده و از دورهً قاجاريه است که درباره باورها و رفتارها و رسم هاي عاميانهً مردم تحقيق و بحث و اظهار نظر آغاز شده است. نمي دانيم که آيا پيش از قاآني هم شاعري هفت سين را در شعر خود آورده است؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;       سين ساغر بس بود ما را در اين نوروز روز             گو نباشد هفت سين رندان دُرد آشام را&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;ميرزاده عشقي نيز در &quot; نوروزي نامه &quot; در اسلامبول در مسمطي براي آگاهي مردم آن ديار سروده :  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;همه ايرانيان نوروز را از ياد بود کي &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;بپا سازند از مازندران تا شوش و ملک ري&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;بساط هفت سين چينند و بنشينند دور وي&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A name=&quot;lebas no&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#0000ff size=5&gt;پوشيدن لباس نو&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;پوشيدن لباس نو در آيـين هاي نوروزي، رسمي همگاني است. تهيه لباس، براي سال تحويل، فقير و غني را به خود مشغـول مي دارد. در جامعه سنتي توجه به تهيدستان و زيردستان براي تهيه لباس نوروزي - به ويژه براي کودکان - رسمي در حد الزام بود. خلعـت دادن پادشاهان و اميران در جشن نوروز، براي نو پوشاندن کارگزاران و زير دستان بود. ابوريحان بـيروني مي نويسد : &quot; رسم ملوک خراسان اين است که در اين موسم به سپاهيان خود لباس بهاري و تابستاني مي دهند &quot;. مورخان و شاعران از خلعـت بخشيدن هاي نوروزي فراوان ياد کرده اند. و براي اين باور است که در وقف نامهً حاجي شفيع ابريشمي زنجاني آمده است :هر سال شب هاي عيد نوروز پنجاه دست لباس دخترانه و پنجاه دست لباس پسرانه، همراه کفش و جوراب از عوايد موقوفه تهيه و به اطفال يتيم تحويل شود.   &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;سفرنامه نويسان دوره صفويه و قاجاريه، در شرح و وصف جشن هاي نوروزي، از لباس هاي فاخر مردم فراوان ياد کرده اند. خريد لباس نو و برخي وسيله هاي فرسوده اي که به مناسبت نوروز نياز به &quot; نو &quot; ساختن دارد، رقم عمدهً هزينه هاي فصلي - و گاه سالانه - خانواده ها را تشکيل ميدهد.  بسياري از خانواده ها که در سوگ يکي از نزديکان لباس سياه پوشيده اند، به مناسبت نوروز، به ويژه هنگام سال تحويل، لباسي ديگر ميـپوشند. کساني که به هر علت لباس نو ندارند، مي کوشند هر قدر هم اندک - جوراب، پيراهن - در هنگام سال تحويل، نو بـپوشند.  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;در گذشته که فروشگاه ها و بازارهاي فروش لباس دوخته نبود و مردم دوختن لباس خود را به خياط ها سفارش مي دادند، نوبت هاي دوخت و کار شبانه روزي خياطان يکي از دشواري هاي خانواده ها بود.  اگر در روزهاي پيش از نوروز، در خانواده ها، محله ها، مدرسه ها و سازمان هاي نيکوکاري رسم است که براي کودکان نيازمند لباس تهيه کنند، اين کار نيک پيش از آنکه براي کمک و همراهي باشد، براي لباس نو پوشاندن به کودکان در جشن نوروز است.   &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;اين باور کهن را در نوشته ها، توصيه ها و توصيف هاي نوروزي، همواره مي بـينيم که : از طبـيعت پـيروي کنيم، از درختان ياد بگيريم و با آمدن بهار، لباس نو بـپوشيم، که شگون شادماني و آرامش است.   &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;A name=ghaza&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#0000ff size=5&gt;خوراک هاي نوروزي&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;در کتاب ها و سند هاي تاريخي و ادبي کهن، به ندرت از خوراکي هايي که ويژه جشن نوروز (يا جشن هاي ديگر) باشد سخن رفته است. نويسندگان و مورخان بحث از &quot; خوردني &quot; ها را، شايد، پـيش پا افتاده، نازيبا و يا بديهي مي دانستند. در کتاب هاي قرن چهارم به بعـد، شرح و وصف هاي دقيق، به شعر و نثر، دربارهً نوروز و مهرگان و جشن ها و آيـين هاي ديگر کم نيست، ولي از نوع و ويژگي خوراک هاي جشن ها، نه در دستگاه پادشاهان و اميران و نه در خانه هاي عامهً مردم، سخني نرفته است.  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;در مقاله ها و پژوهش هايي که در اين هفتاد و پنج ساله اخير درباره نوروز نوشته شده، افزون بر خوردني هاي سفره هفت سين، گاه از غذاهاي ويژه شب پيش از نوروز، و شب اول سال، در خانواده هاي سنتي شهرها و منطقه هاي مختلف ياد شده است. خوراکي هايي که با ويژگي هاي اقليمي و نوع فراورده هاي هر منطقه هماهنگي داشت، و در عين حال بهترين و کمياب ترين غذاي منطقه بود؛ و همه قشرهاي اجتماعي - فقيران نيز - ميکوشند که در اين روزها، براي فراهم آوردن غذاي بهتر، گشاده دستي کنند و به گفتهً ابوريحان:&quot;اين عيدها، يکي از اسبابي است که تنگي روزي فقيران را به زندگي فراخ مبدل مي سازد &quot;.  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;امروز در تهران و برخي شهرهاي مرکزي ايران، سبزي پلو ماهي خوردن در شب نوروز و رشته پلو در روز نوروز رسم است، و شايد بتوان گفت که غذاي خاص نوروز در اين منطقه است. &quot; پلو &quot; در شهرهاي مرکزي و کويري ايران ( مي توان گفت غير از گيلان و مازندران در همهً شهرهاي ايران ) تا چندي پـيش غذاي جشن ها، غذاي مهماني و نشانه رفاه و ثروتمندي بود. و اين &quot; بهترين &quot; غذا، خوراک خاص همهً مردم - فقير و غني - در شب نوروز بود. اگر نيک مردي در صد و پنج سال پـيش در استرک کاشان، ملکي را وقف مي کند که از درآمد آن &quot; همه ساله برنج ابتياع نموده از آخر خمسه مسترقه به تمام اهالي استرک، وضيع و شريف، ذکور و اناث، صغير و کبـير، بالسويه برسانند &quot;، بي گمان به اين نيت بوده، که در شب نوروز  سفرهً هيچ کس بي &quot; پلو &quot; نباشد.  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;با پـيدايش و گسترش رسانه هاي گروهي صنعتي امروز چون روزنامه ها، راديو و تلويزيون، و وجود برنامه هاي گونه گون در معرفي جشن ها و آيـين هاي کهن، نوعي يکنواختي در فراهم آوردن وسيله ها و برگزاري مراسم، در همهً شهرها و استان ها به وجود آمده است. بي گمان تبليغات م&lt;SPAN lang=fa&gt;ؤس&lt;/SPAN&gt;سه هاي توليد کننده کالاها نيز عاملي  موثر در اين يکنواختي هاست.   &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#0000ff size=5&gt;&lt;A name=&quot;did o bazdid&quot;&gt;ديد و بازديد نوروزي، يا عيد ديدني&lt;BR&gt;&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;از جمله آيـين هاي نوروزي، ديد و بازديد، يا &quot; عيد ديدني &quot; است. رسم است که روز نوروز، نخست به ديدن بزرگان فاميل، طايفه و شخصيت هاي علمي و اجتماعي و منزلتي مي روند. در بسياري از اين عيد ديدني ها، همه کسان خانواده شرکت دارند. کتاب هاي تاريخي و ادبي، تـنها از عيد ديدني هاي رسمي دربارها و اميران و رئـيسان خبر مي دهند. رسمي که هنوز هم خبرگزاري ها و رسانه ها، به آن بسنده مي کنند. &quot; ديدن&quot; هاي نوروزي که ناگزير &quot; بازديد &quot; ها را دنبال دارد، و همراه با دست بوسي و روبوسي است، در روزهاي نخست فروردين، که تعطيل رسمي است، و گاه تا سيزده فروردين ( و مي گويند تا آخر فروردين ) بـين خويشاوندان و دوستان و آشنايان دور و نزديک، ادامه دارد.  رفت و آمد گروهي خانواده ها، در کوي و محله - به ويژه در شهرهاي کوچک - هنوز از ميان نرفته است.  اين ديد و بازديدها، تا پاسي از شب گذشته، به ويژه براي کساني که نمي توانند کار روزانه را تعـطيل کنند، ادامه دارد.  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;تا زماني که &quot;مسافرت هاي نوروزي&quot; رسم نشده بود، در شهرها و محله هايي که آشنايي هاي شغـلي و همسايگي و &quot; روابط چهره به چهره &quot; جايي داشت، ديد و بازديد هاي نوروزي، وظيفه اي بـيش و کم الزامي به شمار مي رفت. و چه بسا آشناياني بودند - و هستـند - که فقط سالي يک بار، آن هم در ديد و بازديد هاي نوروزي، به خانهً يکديگر مي روند. به ياد دارم که در کرمان، در بـين زردشتيان، هنگامي که کسي از دوست و آشنايش گله مي کرد که چرا بديدنش نمي آيد، اين جمله مي گفت : &quot; اگر با هم قهر هم بوديم، دست کم سالي يک بار به خانهً هم مي آمديم &quot; و چه بسيار کدورت ها و رنجشن هاي خانوادگي و خويشاوندي که به يـُمن ديد و بازديد هاي نوروزي برطرف شده و مي شود.  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;گسترش شهرها، ازدياد جمعـيت، پراکندگي خانواده هاي سنتي، محدوديت هاي شغلي و نيز فرهنگ آپارتمان نشيني، از عامل هايي است که ديد و بازديد هاي نوروزي را کاهش داد.  و بر اثر اين دشواري ها و محدوديت هاي زماني، بسياري از خانواده هايي هم که به مسافرت نمي روند، براي ديد و بازديدهاي نوروزي، از پـيش زماني را معـين مي کنند.  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;کتاب تذکره صفويه کرمان که گزارشي از رويدادهاي سال هاي 1063 تا 1104 است، &quot; شرح  وقايع &quot; هر سال را، با اين که محاسبهً ماه و سال بر اساس تقويم قمري است، از برگزاري جشن ها، رسم ها، و آيـين هاي نوروزي، در دستگاه حکومتي آغاز مي کند، از جمله :   حاکم و وزير و آصف حميده سير، در نوروز آن سال (1080 قمري) که مصادف با 15 شوال بود، در باغ نظر به عيش و خرمي گذرانده، علما و صلحا  وشعرا را به صلات گرانمايه خرسند گردانيد (...) و دستار خواهان گسترده، اقسام طعام نزد خاص و عام کشيد. روز ديگر به ديدن اعزه ولايت رفته، دو سه روز هم چنين ديدن مردم مي نمودند، و بعد از آن هر روزه به ازاء ضيافت نوروزي، هنگامه تير اندازي گرم بود.   تماشاي &quot; جنگ گاو و قوچ &quot; نيز در اين دوره از آيـين هاي نوروزي بود :     روز نوروز سال 1101 که در 7 جمادي الثاني واقع بود، طرف عصر وزير به اتفاق ( ... ) در صحراي موًيدي     ( در  قسمت شمال شهر فعلي کرمان ) جنگ گاو و قوچ طرح انداخته، بعد از آن اسب دواني  کرده، از حضور دوستان جناني خرمي، و به مقـتـضاي وقت کامراني مي نمودند.   &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;A name=aval&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#0000ff size=5&gt;نوروز اول&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;در ديد و بازديدهاي نوروزي رسم است که نخست به خانهً کساني بروند که &quot; نوروز اول &quot; در گذشت عضوي از آن خانواده است. خانواده هاي سوگوار افزون بر سومين، هفتمين و چهلمين روز، که بيشتر در مسجد برگزار مي شود، نخستين نوروز که ممکن است بيش از يازده ماه از مرگ متوفا بگذرد، در خانه مي نشـينند. و در اين روز است که خانواده هاي خويشاوند لباس سياه را از تن سوگواران در مي آورند. جلسه هاي &quot; نوروز اول &quot; که جنبهً نمادين دارد، در عين حال از فضاي ديد و بازديدهاي نوروزي برخوردار است. و ديدارکنند گان، در نوروز اول، به خانواده سوگوار تسليت نمي گويند، بلکه براي آنان &quot; آرزوي شادماني &quot; مي کنند، تا در آغاز سال نو فال بد نزنند. رسم نوروز اول بـيشتر در شهرهايي برگزار ميشود که آخرين روز اسفند را به عنوان ياد بود درگذ شتگان سال سوگواري نکنند.    &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;A name=eidi&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#0000ff size=5&gt;هديه نوروزي، يا عيدي&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;هديه و عيدي دادن به مناسبت نوروز رسمي کهن است، کتابهاي تاريخي از پـيشکش ها و بخشش هاي نوروزي - پـيش از اسلام و بعد از اسلام - خبر مي دهند، از رعـيت به پادشاهان  حکمرانان، از پادشاهان و حکمرانان به وزيران، دبـيران، کارگزاران و شاعران، از بزرگتران خاندان به کوچکتران، به ويژه کودکان.    &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;رسم هديه دادن نوروزي را، ابوريحان بيروني از گفته آذرباد، موبد بغـداد چنين آورده :   نيشکر در ايران، روز نوروز يافت شد، پـيش از آن کسي آن را نمي شناخت. جمشيد روزي ني اي ديد که از آن کمي به بيرون تراوش کرده، چون ديد شيرين است، امر کرد اين ني را بـيرون آورند و از آن شکر ساختـند. و مردم از راه تبريک به يکديگر شکر هديه کردند، و در مهرگان نيز تکرار کردند، و هديه دادن رسم شد.   &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;پـيشکشي رعيت ( تاجر، صنعتگر، کشاورز) و حاکمان ولايت، به پادشاهان و خلفا، در واقع بخشي از باج و خراج و ماليات سالانه بود که - گفته يا نگفته - به آن متعـهد بودند. و &quot; خزانه &quot; کشور از آن آبادان بود. ابوريحان بـيروني مي نويسد :   پادشاهان ساساني آنچه را که پنج روز عيد ( به ترتيب؛ اعيان، دهقانان، سپاهيان، خاصان و خادمان ) هديه آورده بودند، روز ششم امر به احضار مي کرد و هر چه قابل خزانه بود نگه مي داشت، و آنچه مي خواست به اهل انس و اشخاص که سزاوار خلوتـند مي بخشـيد.   &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;کمپر، سياح دوره صفوي، از هديه هاي حاکمان و ثروتمندان محلي، که براي شاه سليمان مي آوردند، به عنوان &quot; سومين رقم بودجه دربار &quot; ياد مي کند. تاورنيه هديهً يکي از حاکمان را به پادشاه &quot; ده هزار اشرافي &quot; ذکر کرده، و شاردن هديه هاي به پادشاه را حدود 2 ميليون فرانک تخمين ميزند.  &quot; درو ويل &quot; مي نويسد :    اين هديه هاي نوروزي علاوه بر طلا، جواهر و سکه هاي زر، عبارت از اسب هاي اصيل، جنگ افزار، پارچه هاي گران بها و شال هاي کشمير و پوست هاي ممتاز و قـند و قهوه و چاي و مربا است.  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;در کتابهاي تاريخي و ادبي، بـيش از همه از هديه پادشاهان به شاعران سخن رفته، هديه اي که، بنا بر رسم، براي سرودن قصيده ها و مديحه هاي نوروزي داده مي شد. هديه به شاعران در جشن نوروز که انگيزه و وسيله اي براي سرودن شعر و مديحه بود، در واقع نوعي حقوق ماهانه و سالانه شاعر به شمار مي رفت. از جمله بيهقي مي نويسد :   روز پنج شنبه هجدهم ماه جمادي الاخري، امير ( سلطان مسعـود ) به جشن نوروز به نشست، و هديه ها بسيار آورده بودند، و تکليف بسيار رفت و شعر شنود از شاعران که شادکام بود، در اين روزگار زمستان و فارغ دل، و فترتي نيفتاد و خلعت فرمود، و مطربان را نيز فرمود، و مسعـودي شاعر را شفاعت کردند، سيصد دينار فرمود.   &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;اين بخشش ها گاه به اندازه اي بود که مي توانست شاعري را توانگر سازد :  گويند روز نوروزي، جهت خالدبن برمک وزير، کاسه ها از زر و نقره هديه آورده بودند. يکي از شاعران عرب در اين باره شعري سرود و به اين موضوع اشاره کرد. خالد هر چه در آن مجلس اواني زر و نقره بود به آن شاعر بخشيد. چون اعتبار کردند، مالي عظيم بود و شاعر از آن توانگر شد.  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;رسم و ضابطه پـيشکش هاي سنگين بها به پادشاهان و حاکمان تا دوره مشروطيت رايج بود. برقراري ماليات ها و الزام به پرداخت هاي منظم و حساب شده، پـيشکش هاي باج و خراج گونه را به مقدار زيادي از اعتبار انداخت. ولي دادن عيدي و هديه به ويژه از طرف مقام بالا تر ( منزلتي، اقتصادي و سني ) از رسم ها و آيـين هاي ديرين فرهنگ ماست. امروز رسم عيدي دادن به جوانان و کودکان در خانواده، به کسان کم درآمد و خدمتگزاران در محيط کار، به رفتگر، به نامه رسان و ... در عين حال نوعي جبران زحمت و انـتـظار خدمت است. عيدي هاي امروز بيشتر به صورت نقد و اسکناس نو است. بانک ها پـيش بـيني تهيهً &quot; اسکناس نو &quot; کرده، و در اختيار مشتريان مي گذارند. در جامعـه کشاورزي، روستايي و عشايري، در گذشته اي نه چندان دور، پـيشکش هاي نوروزي فراورده هاي محلي بود و بخشش ها، کالا و فراورده غير محلي.   &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;هد يه دادن ها، ک به مناسبت هايي، چون عيد، موفقيت، مسافرت، تولد، ازدواج، مرگ (در برخي شهرها، به ويژه جامعـهً عشيره اي رسم است که براي خانواده متوفا غذا، گوسفند، برنج و ... مي برند) و .. است، به ويژه در خانواده هاي سنتي، داراي اهميت و مفهومي در خور توجه است (که خود پژوهش  و گفتاري جداگانه مي طلبد).  هر چند که چند سالي است واژهً فرانسوي &quot; کادو &quot; براي هديه هايي چون ره آورد ( سوغات )، چشم روشني، مبارک باد، جاي خالي پا و ... به کار مي رود، ولي اهميت، کيفـيت و کميت هر يک متمايز است.  البته اين باور وجود دارد که گرفتن عيدي از دست کسان مورد احترام ( از نظر سني، منزلتي، خويشاوندي، علمي، نسبي و ...) تبرک، داراي  شگون و &quot; دست لا ف &quot; است.  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;A name=cart&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#0000ff size=5&gt;کارت تبريک عيد &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;تبريک گفتن عيد و جشن نوروز، در نامه هايي که از شهري به شهر ديگر فرستاده مي شد، رسمي کهن است. در برخي از منشآت و کتابهاي ترسل و نامه نگاري نمونه هايي آمده است، ولي با رواج چاپ، فرستادن &quot; کارت تبريک عيد &quot; که با مضمون ها و رنگهاي گونه گون تهيه و در دسترس قرار گرفته، وارد فرهنگ ما شده است.  با کم شدن ديد و بازديدها - به علت هايي که در پـيش ياد شد - فرستادن کارت تبريک رونق بـيشتري يافته است.   &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;A name=14&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#0000ff size=5&gt;چهاردهم فروردين&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;در واقع آغاز کار و فعاليت هاي &quot; سال نو &quot; از چهاردهم فروردين است. دبستان ها، دبـيرستان ها و دانشگاه ها از اين روز آغاز مي شود. مسافرت رفتن پـيش از سيزده را باور عاميانه نحس مي داند. کوچ بسياري از عشاير از چهاردهم فروردين است. تـقسيم آب کشاورزي، در برخي از روستاها و بسياري از فعـاليت هاي ديگر، از چهاردهم فروردين شکل مي گيرد.    &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;A name=bavar&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#0000ff size=5&gt;باورهاي عاميانه&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;رفتارها و گفتارهاي هنگام سال تحويل و روز نوروز، به باور عاميانه، مي تواند اثري خوب يا بد براي تمام روزهاي سال داشته باشد. برخي از اين باورها را در کتابهاي تاريخي نيز مي يابـيم، و بسياري ديگر باورهاي شفاهي است، و در شمار فولکلور جامعـه است که در خانواده ها به ارث رسيده است :  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;- کسي که در هنگام سال تحويل و روز نوروز لباس نو بـپوشد، تمام سال از کارش خرسند خواهد بود.   &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;- موقع سال تحويل از اندوه و غم فرار کنيد، تا تمام سال غم و اندوه از شما دور باشد.  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;- روز نوروز دوا نخوريد بد يمن است.  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;- هر کس در بامداد نوروز، پـيش از آنکه سخن گويد، شکر بچشد و با روغن زيتون تن خود را چرب کند، در همهً سال از بلاها سالم خواهد ماند.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;- هر کس بامداد نوروز، پـيش از آنکه سخن گويد، سه مرتبه عسل بچشد و سه پاره موم دود کند از هر دردي شفا يايد.  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;- کساني که مرده اند، سالي يکبار، هنگام نوروز، &quot; فروهر &quot; آنها به خانه بر مي گردد. پس بايد خانه را تميز، چراغ را روشن و ( با سوزاندن کندر و عود ) بوي خوش کرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;- کسي که روز نوروز گريه کند، تا پايان سال اندوه او را رها نمي کند.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;- روز نوروز بايد يک نفر &quot; خوش قدم &quot; اول وارد خانه شود. زنان خوش قدم نيستـند.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;- اگر قصد مسافرت داريد پـيش از سيزده سفر نکنيد. روز چهاردهم سفر کردن خير است.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;- روز سيزده کار کردن نحس است&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Mar 2009 23:23:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mansure&amp;postid=62</comments>
<dc:creator>mansure</dc:creator>
<guid>http://mansure.blogfa.com/post-62.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چهارشنبه سوري</title>
<link>http://mansure.blogfa.com/post-61.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 22pt&quot; face=&quot;Times New Roman&quot; color=#000080&gt;چهارشنبه آخر سال ( چهار شنبه سوري )&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; 
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;يکي از آيينهاي نوروزي امروز - که بايستي آميزه اي از چند رسم متفاوت باشد - &quot; مراسم چهارشنبه سوري &quot; است که در برخي از شهرها آن را چهارشنبه آخر سال  گويند.  دربارهً چهارشنبه سوري، کتاب ها و سندهاي تاريخي، مطلبي يا اشاره اي نمي يابيم و تنها در اين قرن اخير، يا دقيق تر، در اين نيم قرن اخير است که مقاله ها و پژوهشهاي متعددي در اين باره منتشر شده و يا در نوشته هاي مربوط به نوروز به چهارشنبه سوري نيز پرداخته اند.  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;برگزاري چهارشنبه سوري، که در همهً شهرها و روستاهاي ايران سراغ داريم، بدين صورت است که شب آخرين چهارشنبهً سال ( يعني نزديک غروب آفتاب روز سه شنبه )، بيرون از خانه، جلو در، در فضايي مناسب، آتشي مي افروزند، و اهل خانه، زن و مرد و کودک از روي آتش مي پرند و با گفتن : &quot; زردي من از تو، سرخي تو از من &quot;، بيماري ها و ناراحتي ها و نگراني هاي سال کهنه را به آتش مي سپارند، تا سال نو را با آسودگي و شادي آغاز کنند. تا زماني که از ظرف هاي سفالين چون، کاسه و بشقاب و کوزه، در خانه استفاده مي شد، پس از خانه تکاني، کوزهً کهنه اي از پشت بام خانه به کوچه مي انداختند؛ کوزه اي که در آن آب و چند سکه ريخته بودند. اسفند دود کردن و آجيل خودرن، فال گرفتن، &quot; فال گوش &quot; ( در کوي و گذر به حرف عابران گوش دادن و از مضمون آن ها براي نيت خود تفاًول زدن. ) و &quot; قاشق زني &quot; ( معمولا زنان روي خود را مي پوشانند و با قاشق، يا کليد به خانه ها در مي زنند، صاحب خانه شيريني، ميوه و يا پول در ظرف آنها مي گذارد. ) نيز از باورها و رسم هايي است که به ويژه در بين نوجوانان، هنوز به کلي فراموش نشده است؛ و اين رسم ها و باورها در شهرهاي مختلف با يکديگر متفاوت اند.  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;بي گمان چهارشنبه سوري از رسم هاي کهن پيش از اسلام نيست. در آن زمان هر يک از روزهاي ماه را نامي بود، نه روزهاي هفته را. استاد پورداود در اين باره مي نويسد :  آتش افروزي ايرانيان در پيشاني نوروز از آيين هاي ديرين است ( ... ) شک نيست که افتادن اين آتش افروزي به شب آخرين چهارشنبهً سال، پس از اسلام رسم شده است. چه ايرانيان شنبه و آدينه نداشتند ( ... ) روز چهارشنبه يا يوم الاربعاء نزد عرب ها روز شوم و نحسي است. جاحظ در المحاسن و الاضداد آورده : والاربعاء يوم ضنک و نحس.  اين است که ايرانيان آيين آتش افروزي پايان سال خود را به شب آخرين چهارشنبه انداختند تا پيش آمدهاي سال نو از آسيب روز پليدي چون چهارشنبه بر کنار ماند.  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;در باورهاي عاميانه، چهارشنبه روزي نامبارک است. سفر نبايستي کردن شب چهارشنبه، به احوال پرسي مريض نبايستي رفت. و منوچهري گويد:     &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;چهارشنبه که روز بلاست باده بخور      به ساتکين مي خور تا به عافيت گذرد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;آتش افروختن شب چهارشنبهً آخر سال، يا چهارشنبه آخر صفر را، برخي به قيام مختار نسبت مي دهند : مختار سردار معروف عرب وقتي از زندان خلاصي يافت و به خونخواهي شهيدان کربلا قيام کرد، براي اين که موافق و مخالف را از هم تميز دهد و بر کفار بتازد، دستور داد شيعيان بر بام خانه خود آتش روشن کنند و اين شب مصادف با شب چهارشنبه آخر سال بود. و از آن به بعد مرسوم شد.  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;در برخي از شهرهاي آذربايجان چون اروميه، اردبيل و زنجان، همه چهارشنبه هاي ماه اسفند هر يک نقش و نام معيني دارند، که از جمله در منطقهً زنجان بدين شرح است:  نخستين چهارشنبه را موله گويند و به شستن و تميز کردن فرش هاي خانه اختصاص دارد. دومين چهارشنبه را سوله گويند، در اين روز به خريد وسيله ها و نيازمنديهاي عيد مي روند.  سومين چهارشنبه را گوله گويند و به خيس کردن و کاشتن گندم و عدس و غيره براي سبزه هاي نوروزي اختصاص دارد.  چهارمين و آخرين چهارشنبه سال ( چهارشنبه سوري ) را کوله گويند؛ ( کوله در ترکي به معني کهنه و فرسوده است).  در برخي از شهرهاي ايران، از جمله ايلام (نوروز آباد)، تويسرکان، کاشان، زاهدان (قصبه مود) و ... مراسم چهارشنبه سوري را آخرين چهارشنبه ماه صفر برگزار مي کنند. و آخرين آتش نيز از رسم ها است.  بنابر نوشته تذکره صفويه کرمان نيز، چهارشنبه سوري در ماه صفر بوده است.  &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;در اصفهان چهارشنبه سوري را &quot; چهار شنبه سرخي &quot; نيز مي گويند.  يکي از دليل ها و سندهاي ديگري که نشان مي دهد چهارشنبه سوري از آيين هاي پيش از اسلام نيست، مي تواند اين باشد که مراسم آن در غروب آفتاب روز سه شنبه برگزار مي شود. در گاهشماري قمري آغاز بيست و چهار ساعت يک شبانه روز از غروب آفتاب روز پيش است؛ و چهارشنبه سوري، مانند بسياري از آيين ها، جشن ها و سوگواري هاي مذهبي همچون عيد غدير، نيمه شعبان، رحلت حضرت پيامبر ( ص ) که بر اساس گاهشماري قمري است، در غروب روز پيش برگزار مي شود. نحس بودن چهارشنبه در باورهاي عاميانه باعث شده، که هنوز بعدازظهر سه شنبه ( يعني شب چهارشنبه ) به احوال پرسي بيمار نمي روند، و پنجشنبه را عامه &quot; شب جمعه &quot; مي گويند. در صورتي که آيين هاي کهن مثل نوروز، مهرگان، سده و ... که بر اساس گاهشماري خورشيدي است، آغاز بيست و چهار ساعت روز، از سپيده دم و يا از نيمه شب است. آن چه که چهارشنبه سوري را به جشن ها و آيين هاي کهن ايران پيوند مي زند، مي تواند برگزاري رسم و جشني به نام &quot; سور &quot;، در روز پنجه ( خمسه مسترقه ) باشد که از آن تا سدهً چهارم، دوره سامانيان، آگاهي در دست است : صاحب تاريخ بخارا از برگزاري رسمي که &quot; عادت قديم &quot; و با افروختن آتش در &quot; شب سوري &quot; ( پيش از نوروز ) همراه بوده خبر مي دهد : ... آنگاه امير سديد ( منصور بن نوح ) به سراي نشست، هنوز سال تمام نشده بود که چون شب سوري، چنان که عادت قديم است، آتشي عظيم افروختند و پاره اي آتش بجست و سقف سراي در گرفت و ديگر باره جمله سراي  بسوخت و ...   &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;امروز، با رسميت يافتن تقويم مصوب 1304، ديگر از جشن هاي پنجه ( که در خوارزم، آغاز سال، و در پارس پايان سال بود ) کمتر نشاني ميتوان يافت. چهار شنبه سوري پايان ماه صفر نيز - تا آن جا که آگاهي در دست است -  فراموش شده، و تنها با برگزاري مراسم چهار شنبه آخر سال يا چهارشنبه سوري، که در بر دارندهً رسم هايي از فرهنگ عامه است، مردم به پيشواز نوروز مي روند.   اين يادآوري لازم است که با وجود تکنولوژي هاي جديد خانه سازي، ايجاد مجموعه هاي مسکوني، آپارتمان نشيني، در دسترس نبودن &quot; بوته و هيمه &quot; ( به علت استفاده از گاز و برق به عنوان وسيلهً  حرارتي )، در اختيار نداشتن کوزه و پشت بام و فضاي مناسب جلوي در خانه، و دگرگوني هاي ديگر فرهنگي، مراسم چهارشنبه سوري هنوز چهرهً نمادين خود را - با دشواري، به ويژه در شهرها و محله هاي سنتي - نگه داشته است&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Mar 2009 23:20:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mansure&amp;postid=61</comments>
<dc:creator>mansure</dc:creator>
<guid>http://mansure.blogfa.com/post-61.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>میلاد رسول مبارک باد.</title>
<link>http://mansure.blogfa.com/post-60.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot; width=19&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot; width=19&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot; width=19&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot; width=19&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 467px; HEIGHT: 332px&quot; height=487 src=&quot;http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/lelalamin/mohamad.JPG&quot; width=721&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;آمد به جهان نور خدا خاتم مرسل&lt;/FONT&gt; / &lt;FONT color=#0000ff&gt;با آمدنش لوح و قلم گشت مسجل&lt;/FONT&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;در مدح نبي خواند خدا آيه ي&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#006600&gt;« لولاك »&lt;/FONT&gt; / &lt;FONT color=#0000ff&gt;در كار محمد شده جبريل معطل&lt;/FONT&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot; width=19&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot; width=19&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot; width=19&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot; width=19&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;آنكس كه به هر دين خدا قبله نما بود&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#000000&gt;/ &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;از درد نهان دل ما پرده گشا بود&lt;/FONT&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;از پرده برون آمد و از غيب خبر داد&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#000000&gt;/ &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;آنكس كه دلش محرم اسرار خدا بود&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot; width=19&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot; width=19&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot; width=19&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot; width=19&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;آن گنج كه در سينه ي افلاك نگنجد &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000033&gt;/ &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;وان رنج كه در ذائقه ي خاك نگنجد&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;باريست كه كوهش نتوان كرد تحمل &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;/ &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;لعلي ست كه جز در صدفي پاك نگنجد&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot; width=19&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot; width=19&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot; width=19&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot; width=19&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;از&lt;FONT color=#990000&gt; سور سرافيل بپرسيد كي ام من &lt;FONT color=#000000&gt;/&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#0000ff&gt;از حضرت جبريل بپرسيد كي ام من&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;در روز جزا يا ايها الناس به جنت &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;/ &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;بر گرد من آييد &lt;FONT color=#003300&gt;محمد&lt;/FONT&gt; نبي ام من&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot; width=19&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot; width=19&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot; width=19&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot; width=19&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;خاك قدمت چهره ي جان راست مزين&lt;FONT color=#000000&gt; /&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#0000ff&gt;شق القمرت دور جهان راست مدون&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;لوح و قلمت كار جهان راست منقش &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000033&gt;/ &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;«قرآن»&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; تو فرمان خدا راست معين&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot; width=19&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot; width=19&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot; width=19&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif&quot; width=19&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;FONT color=#660000&gt;سروده :&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;رضا دهقاني&lt;/FONT&gt; ...... &lt;FONT color=#660066&gt;بهار79......&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 13 Mar 2009 15:53:21 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mansure&amp;postid=60</comments>
<dc:creator>mansure</dc:creator>
<guid>http://mansure.blogfa.com/post-60.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
