|
|
|
|
|
هفته ب س ی ج گرامی باد بسیج ای قدرت بازوی رهبر / بسیج ای غنچه ی نشکفته پرپر بسیجی ای که بازوی امامی / برابر با علی اندر مقامی به یاد جبهه ها و روز جنگت / گلوی دشمن آوردی به چنگت به یاد روزهای با خمینی / سپاه و کاروانان حسینی بسیجی سنگرش معراج عشق است/بسیجی پیرمیدان دارعشق است بسیجی را به میدان آزمودند / ز یاران گوی سبقت را ربودند بسیجی لایق هر هست و بود است / ولی دراین میان اوراچه سوداست بسیجی اقتدار این نظام است / بسیجی باده ی نادیده جام است ........................جنگ برای ما نعمت بود............................ باز گویم خاطرات جنگ را / تا برد از خانه ی دل زنگ را باز گوئیم و همه جنگی شویم / غرق در دریای یکرنگی شویم نوجوانیِ از زبان من بخوان / تا بگویم راز اشک مادران کاش بودی آن زمان اندر برم / می شنیدی از زبان رهبرم روز اعزام سپاه نور بود / دل به شوق کربلا پرشور بود در کنار جایگاه شهرمان / موج میزد از هزاران قهرمان در بغل بگرفت هر کس مادرش / گریه میکرد از برایش خواهرش خدارا دیدن و خود را ندیدن / شبانه سوی مهدی پرکشیدن ز این دنیا و مافیها گذشتن / ز این بی بندوباریها گذشتن خدا را با تن خاکی ستودن / به منزل جسم و جبهه روح بودن در مصلای دلم پر میگشود / ذکر سبحان بسیجی در سجود با طنین نوحه ی آهنگران / لرزه می افتاد بر جان و روان تارک رزمندگان بنوشته بود / بر خمینی رهبر ایران درود هر که با خود یک نشان از یار داشت / وصلت دیرینه با دلدار داشت در دلش عشق حسین جا کرده بود / پرتو لبیک مآ وا کرده بود آن دعای نیمه شبها آن نماز / آن خلوص و پاکی و راز و نیاز بر مشامش بوی مهدی میرسید / تا شهیدی سوی او پر میکشید جبهه بود و عشق بود و جنگ بود / قلب های ما همه بیرنگ بود عاطفه کالای هر بازار بود / رخوت و نامردمی پندار بود
صلح آمد مهر از دلها گریخت / سلسله پیوندها از هم گسیخت رشته پیوند دلها پاره شد / عشق در این کشمکش بیچاره شد گو دلیلش چیست ای وجدان من ؟/ قاضی آکاه و با ایمان من گفت وجدان این سؤالت مشکل است / عقل گفتا پاسخش کاردل است دل چو خون شد عقل و ایمانش پرید / اشک از دیده به دامانش چکید .....................وظیفه بسیج بعدازجنگ........................ و اکنون از بسیجی مانده یک نام / ز احوال گذشته هست پیغام چو نامت ثبت شد در دفتر عشق / نگشتی کشته چون با خنجر عشق مکن خود را فراموش ای بسیجی / بکن حرف مرا گوش ای بسیجی رهرو راه حسینی ای بسیج / یاور دین خمینی ای بسیج تا علی باشد امام و رهبرت / کم نگردد سایه ی او بر سرت در رکابش همچو کوه استوار / چون مقامش هست عالی اقتدار انتظار و اقتدار و انتظار / رمز پیروزی بدان ای هوشیار هم توسل هم کمیل و هم اذان /. الامان ای مهدی صاحب زمان شیعه ی مولا امیرالمؤمنین / چنگ اندازی چو بر حبل المتین با قداستمسک بیاویزد تنت / عروة الوثقی وبال گردنت چونکه تو قاصر شوی در راه دین / شاد گردند از قصورت مشرکین با شقایق زندگی کن ای بسیج / در جهان سازندگی کن ای بسیج دین خود نسبت به ملت کن اداء / در به در دنبال تو هستم بیا ساز و برگی تازه کن در این هوا / این هوای سوت و کور و بی صدا با ولایت بیعتت را تازه کن / بر حریمش شکر بی اندازه کن از وجود دشمنان ایمن مباش / بذر را در مزرع دشمن مپاش در مقامت گفت پیر انجمن / کاش بودم پاسداری چون تو من تا حضورت لحظه ای کمرنگ شد / پیشبرد خدعه و نیرنگ شد چو بعد از جنگ نامت ثبت کردی / مشو غافل همیشه در نبردی نبرد صنعت است و جنگ فرهنگ / قلم ها خسته شد از زور و نیرنگ جهان سومی هستی عزیزم / که با محرومیت ها در ستیزم ندا چون میدهد وجدان بیدار / عزیزم اقتصادت هست بیمار آنچه در این جامعه رفته ز یاد / اقتصاد است اقتصاد است اقتصاد رمز پیروزیت یا رب گفتن است / نی در آغوش جهالت خفتن است رمز پیروزین آن راز شب است / دشمنت زین ذکر در تاب و تب است بیا قدرت نمایی کن به دوران / چو بستی با ولایت عهد و پیمان بیا سازندگی کن تاتوانی / که مانی یادگار جاودانی .............................تقدیم به جانبازان عزیز............................ دویدم و دویدم و دویدم / به خط اول جبهه رسیدم بدیدم نوجوانی غرق در خون / دو پایش قطع افتاده به هامون بگفتم ای جوان اهل کجایی ؟ / بگو با من نوای بی نوایی بگفتا از دیار عاشقانم / که از داغ شقایق اینچنانم بگفتم جمع همرزمان کجایند ؟ / بگفتا رهسپار کربلایند بگفتم عاشقان این دیارند ؟ / بگفتا ساکنان کوی یارند! بگفتم باز دشمن در کمین است / بگفتا رسم جانبازی همین است چو مهدی دستگیر است ای برادر / ابوالفضلم امیر است ای برادر شهادت در ره او افتخار ست / روم سالم به خانه! ننگ و عار است سروده : رضا دهقانی ...هفته بسیج ۱۳۷۹.... |
||
|
+
نوشته شده در جمعه یکم آذر 1387ساعت 10:29 توسط رضادهقانی
|
|
||