تبليغاتX
جامعه مترقی - یاد یاران یاد باد
اجتماعی‘سیاسی‘ورزشی‘ادبی
درسوگ جواد خدری یکی از بهترین دوستان شاعرم که دربهمن ۷۹ جان به جان آفرین تسلیم گفت.

شاعری از شاعران شهر رفت / دل زما ببرید و او با قهر رفت

چک آرزوهای او پاس شد / فضای خیابان پراز یاس شد

ولی رد پایش به جا مانده است / طنین صدایش به جامانده است

به دیوان شعرش کنیم افتخار / که نامش بود بهر ما اعتبار

ببین کودک کوچه آواره شد /  ببین کفش پروانه ها پاره شد

ببین کوچه از نی لبک پرشده / دکان نشاط از پفک پرشده

ندانم چرابال پروانه سوخت / چرا آب و برق تو کاشانه سوخت

گلت آب شدبرق زد دردلم / دلم برق زد آب شدحاصلم

ببین نوگل انتظارم چه شد / ببین در خزانم بهارم چه شد

ببین شعرهایت فراموشمند/ ببین گریه ها درد خاموشمند

نفس های گرمت هم آغوشم است / ببین کوله بار تو بر دوشم است

بگو آن درخت تنومند کو / بگو آن جوان برومند کو

بگو خانه را حجله بندان کنند / بگو اشکها دیده خندان کنند

بیا ای نسیم بهاری بیا / بیا همدم اشک جاری بیا

بیا یاد کن از جواد عزیز / بیا اشک بر گونه هایم بریز

بیا ای صبا گریه آغاز کن / بیا عقده ها از دلم باز کن

زیارتگهم طاق ابروی توست / و برق نگاهم خم موی توست

اگر من زیارت کنم روی تو / دمی میشوم محو ابروی تو

ببین مرگ بر من گوارا شده / ببین با من از غم مدارا شده

ببین ساحلم باز طوفانی است / ببین دیده ام باز بارانی است

دلا رفته ای از بر من چه زود / دلا رفتنت داغها را فزود

مگر از عزیزان چه بد دیده بود / ویا خاطرش از که رنجیده بود

ببین نور چشمان جانم برفت / ببین ماه از آسمانم برفت

ببین پرکشید از گلستان گلی / ببین پر زد از باغ ما بلبلی

ببین بلبل مست و شیرین بیان / ببین در ضمیرش غزلها نهان

ببین میز و هم میکروفون خالی است / ببین خاطراطت بسی عالی است

ببین عکس تو در خیال من است / ببین همتت پروبال من است

ببین یوسفم گم به بازار شد / ببین همچو منصور بر دار شد

دلا دیشب اصلا دو چشمم نخفت / دلم با من از شهر پرغصه گفت

دلم گفت از اشک و آه سحر / دلم گفت از ناله های پدر

دلم با من از سوسن ولاله گفت / دلم با من از داغ آلاله گفت

بیا قرنها بی تو برماگذشت / بیا رفتی و بی تو دلها شکست

ببین زخم هایم نمک خورده است / ببین استخوانم ترک خورده است

ببین نوعروس تو نالان شده / ببین سینه چاک و پریشان شده

ببین وامق از هجر عذرا غمین / ببین هم زلیخا و یوسف حزین

ببین وزن و مصراع و هم قافیه / ره خویش گم کرده در بادیه

بیا ای خدایا تو عفوش پذیر / بیا قادرا در پناهش بگیر

بیا از علی میپذیر علتش / بیا از حسین و در حکمتش

بده از حسن حسن رای و عمل / بیا دست گیرش چو دارد خلل

بیا بر محمد عزیزش بدار / بیا بر نبی اش بده اختیار

بیا نامه اش دست سجاد ده / بیا معصیتهاش بر باد ده

همی باقرش میشکافد ضمیر / بود او خطاپوش و پوزش پذیر

همان صادق الوعد و صدق الوعید / کنون در جوارش شود روسفید

بیا کظم غیظش به کاظم ببخش / به او از عطاهای لازم ببخش

بیا با جوادش تو محشور کن / عذاب و عقابت از او دور کن

بیا نور هادی بتابان به او / بیا از هدا رو نگردان به او

بیا مهدی نور قائم به ذات / بیا سرور جمله کائنات

به پهلوی بشکسته فاطمه / عذاب جوادم بده خاتمه

خدا در ظهورش تو تعجیل کن / و بازار شیطان تعطیل کن

ببین حال دهقانی زار را  / تحمل کند فرقت یار را

سروده : رضا دهقانی ...۲۲/۱۱/۷۹.....

ایرادنگیریداین ۵۰ بیت در ۵۰ دقیقه سروده شده است یادم میاددقیقاشب تشییع جنازه مرحوم

(چک آرزوهای من) نام یکی از اشعار ایشان است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 2:53  توسط رضادهقانی  |