تبليغاتX
جامعه مترقی
اجتماعی‘سیاسی‘ورزشی‘ادبی

در مقابل بلندی شب یلدا ؛ آنقدر کوتاه نمی آیم تا تمام شود.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 14:51  توسط رضادهقانی  | 

رخداد غدیر خم

  

از آغاز ذی القعده سال دهم هجری که مقارن با آخرین سال زندگانی پیامبر بود، به تمام مناطق مسلمان نشین و طوائف و قبائل مسلمان عربستان خبر داد که وی در این ماه به مکه معظمه خواهد رفت و مراسم عمره و حج را به جای خواهد آورد و بدین ترتیب بزرگ‌ترین اجتماع مسلمانان شکل گرفت، که معروف به حجة‌الوداع است.

با پایان حج محمد به سرعت دستور حرکت جهت اجتماع در غدیر خم را دادند. حتی دوازده هزار از اهل یمن - که برای رفتن به وطن خود باید مسیر دیگری را می‏رفتند به دستور او با کاروان مسلمانان همراه شدند.

  در میان راه مکه و مدینه در غدیر خم، آیه قرآن نازل گردید:

«ای پیامبر! آن چه را از سوی پروردگارت بر تو نازل شده (به مردم) برسان. اگر این کار را نکنی، رسالت الهی را به انجام نرسانده‏ای و خداوند از مردم نگاه‏ات خواهد داشت»

در پی نزول این آیه، رسول خدا دستور دادند تا همه‏ی کاروانیان در آن محل اجتماع کنند، و در همان جا خطابه‏ی طولانی غدیر توسط پیامبر اکرم ایراد گردید.

برخی بخش‏های این سخنرانی - که در معرفی مقام امیرالمؤمنین می‏باشد - چنین است:

ای مردم! بدانید که خداوند علی ( علیه السلام)را ولی و امام شما قرار داده و اطاعت او را بر مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنها پیروی کنند، و بر شهری و روستایی و عجم و عرب و آزاد و مملوک و بزرگ و کوچک و سفید و سیاه واجب ساخته‌است.

آگاه باشید که «امیرالمؤمنین» غیر از این برادرم کسی نیست و پیشوایی مؤمنان پس از من بر کسی جز او روا نخواهد بود.

او جانشین من در امتم و پیشوای کسانی است که به من ایمان آورده‏اند و نیز جانشین من در تفسیر کتاب خداست.

خداوند دین شما را به واسطه امامت او کامل گردانید. به دستورات او گوش فرا دهید تا در سلامت بمانید و از او پیروی کنید تا هدایت شوید.

ای مردم! من «صراط مستقیم» ام که خداوند شما را به پیروی آن امر فرموده‌است. آن گاه پس از من، علی ( ع)و پس از او، فرزندانم از نسل او.

من (از جانب خداوند) دستور یافته‏ام که از شما در مورد آن چه که از سوی خداوند راجع به علی ( ع) امیرالمؤمنین و اوصیای پس از او (علیه السلام) آوردم، بیعت بگیرم و دست شما را بفشارم.

خداوند به من امر کرده که از زبان‏های شما در مورد آنچه بیان نمودم - راجع به علی امیر المؤمنین (ع)و امامانی که پس از او می‏آیند و از من و از اویند، اقرار زبانی بگیرم و چنان که خبرتان دادم، نسل من از صلب علی ( ع) است.

همگی بگویید: «شنیدیم و اطاعت می‏کنیم و خرسندانه - در مقابل آن چه از سوی پروردگار ما و خویش درباره‏ی امامت علی امیرالمؤمنین( ع) و امامانی که از صلب او به دنیا می‏آیند( ع)، به ما رساندی - سر تسلیم فرود می‏آوریم. بر این عقیده زنده‏ایم و با آن می‏میریم و با آن (در قیامت) محشور می‏شویم. تغییر نمی‏دهیم و تبدیل و انکار نمی‏کنیم، تردید به دل راه نمی‏دهیم و از این عقیده بر نمی‏گردیم و پیمان نمی‏شکنیم.»

  بعد از پایان خطابه، این آیه برپیامبر فروفرستاده شد:

امروز کافران از دین شما مأیوس شدند. پس از آنان نهراسید و از من (پروردگار) بترسید. امروز دین شما را برایتان کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام داشتم و اسلام را به عنوان دینتان پسندیدم.

 
مراسم بیعت مسلمانان با پیامبر و امیر المؤمنین علیه السلام ‏سه روز به طول انجامید و حتی بانوان با قرار دادن دست خود در ظرف بزرگ آبی که در سوی دیگر آن در درون خیمه، دست پر صلابت امام علی علیه‏السلام قرار داشت، بیعت خود را اعلام می‏کردند.

به نظر شیعه منافقین که گروه قابل توجهی را تشکیل می‏دادند، در ماجرای غدیر و به اراده الهی، نتوانستند نیات پلید خود را آشکار و عملی سازند. اما در میان جمعیت شبهه افکنیهایی نسبت به اقدام پیامبر انجام می‏دادند و شخصی به نام «حارث فهری» را تحریک نمودند تا نزد رسول بیاید و علی رغم همه تصریحات حضرت در ضمن خطبه، سؤال کند که آیا آن چه در مورد علی بن ابی طالب (ع) گفتی از جانب پروردگار بود یا از جانب خود؟

نبی اکرم در پاسخ فرمودند:

«خداوند به من وحی کرده‌است و واسطه‏ی بین من و خدا جبرئیل است و من اعلام کننده‏ی پیام خدا هستم و بدون اجازه‏ی پروردگارم، خبری را اعلام نمی‏کنم.»

حارث که شدت غضب و غیظ نسبت به امیرالمؤمنین‏علیه السلام همه‏ی وجودش را گرفته بود گفت: «خدایا اگر آنچه (حضرت) محمد (ص)می‏گوید حق و از جانب تو است، سنگی از آسمان بر ما ببار و یا عذاب دردناکی بر ما بفرست».

در پی این سخن، در مقابل دیدگان بهت زده‏ی حاضران سنگی از آسمان بر سر او فرود آمد و هلاکش گرداند.

  علامه‏ امینی فهرست ده‏ها منبع از اهل تسنن، که ماجرای یاد شده را به عنوان شأن نزول آیه‏ی اول سوره‏ی معارج یاد کرده‏اند، ذکر نموده‌است. ترجمه‏ی آیات اول این سوره چنین است:

«درخواست کننده‏ای، عذابی را طلب کرد که (آن عذاب) اتفاق افتاد

عذابی که هیچ چیز نمی‏تواند آن را از حق پوشان دور نماید 



نگاره‌ای از صحنه‌ای از غدیر خم.

منسوب به کتاب الآثار الباقية عن القرون الخالية متعلق به بیرونی. متعلق به کتابخانه دانشگاه ادینبورگ انگلستان.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 3:32  توسط رضادهقانی  | 

عید سعید قربان مبارک باد
....................................
اولين معنايي كه از عيد به ذهن ميرسد، تغييراتي است كه انسان از ظاهر خود و يا در طبيعت ميبيند. اين آرايش ظاهري همچون پوشيدن لباس نو و آمدن بهار طبيعت به يك معنا عيد ناميده شده است .
.................................................................................................
ریشه عید قربان
عيد قربان ريشه در دوران ماقبل تاريخ بشر دارد. انسان اوليه که از فهم طبيعت عاجز است، برای به دست اوردن ترحم خدايان دست به قربانی کردن حيوانات و انسان ها ميزند. اين رسم نزد همه ملل و اديان به اسامی مختلف موجود بوده است. اين سنت طولانی بشری در اسلام نيز پذيرفته شده است.


در روایات مختلف دینی آمده است که ابراهیم در سن بالا دارای فرزندی شد که او را اسماعیل نام نهاد و برایش بسیار عزیز و گرامی بود. اما مدتها بعد، هنگامی که اسماعیل به سنین نوجوانی رسیده بود، فرمان الهی چندین بار در خواب به ابراهیم نازل شد و بدون ذکر هیچ دلیلی به او دستور داده شد تا اسماعیل را قربانی کند.


او پس از کشمکشهای فراوان درونی، در نهایت با موافقت خالصانه فرزندش، به محل مورد نظر میروند و ابراهیم آماده سر بریدن فرزند محبوب خود می‌شود. اما به هنگام انجام قربانی اسماعیل خداوند که او را سربلند در امتحان می‌‌یابد، گوسفندی را برای انجام ذبح به نزد ابراهیم می‌‌فرستد.



این ایثار و عشق پیامبر به انجام فرمان خدا، فریضه‌ای برای حجاج می‌‌گردد تا در این روز قربانی کنند و از این طریق برای یتیمان و تهیدستان خوراکی فراهم سازند. دراین روز همچنین مستحب است که نماز عید قربان برپا گردد. نماز عید قربان باید در فاصله زمانی طلوع آفتاب روز عید تا ظهر خوانده شود و شامل دو رکعت است.


کرپن‌ها، همان روحانیان دین "مهر" بوده‌اند و به دلیل قربانی کردن "گاو" از سوی ایشان، واژهٔ "قربانی" نیز از همینان برگرفته شده است.

منبع: ویکی پدیا
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 18:39  توسط رضادهقانی  | 

هفته ب س ی ج گرامی باد

بسیج ای قدرت بازوی رهبر / بسیج ای غنچه ی نشکفته پرپر

بسیجی ای که بازوی امامی / برابر با علی اندر مقامی

به یاد جبهه ها و روز جنگت / گلوی دشمن آوردی به چنگت

به یاد روزهای با خمینی / سپاه و کاروانان حسینی

بسیجی سنگرش معراج عشق است/بسیجی پیرمیدان دارعشق است

بسیجی را به میدان آزمودند / ز یاران گوی سبقت را ربودند

بسیجی لایق هر هست و بود است / ولی دراین میان اوراچه سوداست

بسیجی اقتدار این نظام است / بسیجی باده ی نادیده جام است

........................جنگ برای ما نعمت بود............................

باز گویم خاطرات جنگ را / تا برد از خانه ی دل زنگ را

باز گوئیم و همه جنگی شویم / غرق در دریای یکرنگی شویم

نوجوانیِ از زبان من  بخوان / تا بگویم راز اشک مادران

کاش بودی آن زمان اندر برم / می شنیدی از زبان رهبرم

روز اعزام سپاه نور بود / دل به شوق کربلا پرشور بود

در کنار جایگاه شهرمان / موج میزد از هزاران قهرمان

در بغل بگرفت هر کس مادرش / گریه میکرد از برایش خواهرش

خدارا دیدن و خود را ندیدن / شبانه سوی مهدی پرکشیدن

ز این دنیا و مافیها گذشتن / ز این بی بندوباریها گذشتن

خدا را با تن خاکی ستودن / به منزل جسم و جبهه روح بودن

                در مصلای دلم پر میگشود / ذکر سبحان بسیجی در سجود

با طنین نوحه ی آهنگران / لرزه می افتاد بر جان و روان

تارک رزمندگان بنوشته بود / بر خمینی رهبر ایران درود

هر که با خود یک نشان از یار داشت / وصلت دیرینه با دلدار داشت

در دلش عشق حسین جا کرده بود / پرتو لبیک مآ وا کرده بود

آن دعای نیمه شبها آن نماز / آن خلوص و پاکی و راز و نیاز

بر مشامش بوی مهدی میرسید / تا شهیدی سوی او پر میکشید

جبهه بود و عشق بود و جنگ بود / قلب های ما همه بیرنگ بود

عاطفه کالای هر بازار بود / رخوت و نامردمی پندار بود

صلح آمد مهر از دلها گریخت / سلسله پیوندها از هم گسیخت

رشته پیوند دلها پاره شد / عشق در این کشمکش بیچاره شد

گو دلیلش چیست ای وجدان من ؟/ قاضی آکاه و با ایمان من

گفت وجدان این سؤالت مشکل است / عقل گفتا پاسخش کاردل است

دل چو خون شد عقل و ایمانش پرید / اشک از دیده به دامانش چکید

.....................وظیفه بسیج بعدازجنگ........................

و اکنون از بسیجی مانده یک نام / ز احوال گذشته هست پیغام

چو نامت ثبت شد در دفتر عشق / نگشتی کشته چون با خنجر عشق

مکن خود را فراموش ای بسیجی / بکن حرف مرا گوش ای بسیجی

رهرو راه حسینی ای بسیج / یاور دین خمینی ای بسیج

تا علی باشد امام و رهبرت / کم نگردد سایه ی او بر سرت

در رکابش همچو کوه استوار / چون مقامش هست عالی اقتدار

انتظار و اقتدار و انتظار / رمز پیروزی بدان ای هوشیار

هم توسل هم کمیل و هم اذان /. الامان ای مهدی صاحب زمان

شیعه ی مولا امیرالمؤمنین / چنگ اندازی چو بر حبل المتین

با قداستمسک بیاویزد تنت / عروة الوثقی وبال گردنت

چونکه تو قاصر شوی در راه دین / شاد گردند از قصورت مشرکین

با شقایق زندگی کن ای بسیج / در جهان سازندگی کن ای بسیج

دین خود نسبت به ملت کن اداء / در به در دنبال تو هستم بیا

ساز و برگی تازه کن در این هوا / این هوای سوت و کور و بی صدا

با ولایت بیعتت را تازه کن / بر حریمش شکر بی اندازه کن

از وجود دشمنان ایمن مباش / بذر را در مزرع دشمن مپاش

در مقامت گفت پیر انجمن / کاش بودم پاسداری چون تو من

تا حضورت لحظه ای کمرنگ شد / پیشبرد خدعه و نیرنگ شد

 چو بعد از جنگ نامت ثبت کردی / مشو غافل همیشه در نبردی

نبرد صنعت است و جنگ فرهنگ / قلم ها خسته شد از زور و نیرنگ

جهان سومی هستی عزیزم / که با محرومیت ها در ستیزم

ندا چون میدهد وجدان بیدار / عزیزم اقتصادت هست بیمار

آنچه در این جامعه رفته ز یاد / اقتصاد است اقتصاد است اقتصاد

رمز پیروزیت یا رب گفتن است / نی در آغوش جهالت خفتن است

رمز پیروزین آن راز شب است / دشمنت زین ذکر در تاب و تب است

بیا قدرت نمایی کن به دوران / چو بستی با ولایت عهد و پیمان

بیا سازندگی کن تاتوانی / که مانی یادگار جاودانی

.............................تقدیم به جانبازان عزیز............................

دویدم و دویدم و دویدم / به خط اول جبهه رسیدم

بدیدم نوجوانی غرق در خون / دو پایش قطع افتاده به هامون

بگفتم ای جوان اهل کجایی ؟ / بگو با من نوای بی نوایی

بگفتا از دیار عاشقانم / که از داغ شقایق اینچنانم

بگفتم جمع همرزمان کجایند ؟ / بگفتا رهسپار کربلایند

بگفتم عاشقان این دیارند ؟ / بگفتا ساکنان کوی یارند!

بگفتم باز دشمن در کمین است / بگفتا رسم جانبازی همین است

چو مهدی دستگیر است ای برادر / ابوالفضلم امیر است ای برادر

شهادت در ره او افتخار ست / روم سالم به خانه! ننگ و عار است

سروده : رضا دهقانی ...هفته بسیج ۱۳۷۹....

+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 10:29  توسط رضادهقانی  |