|
|
|
|
|
«می خواستم زندگی کنم، راهم را بستند،
ستایش کردم، گفتندخرافات است، عاشق شدم، گفتند دروغ است گریستم، گفتند بهانهاست، خندیدم، گفتند دیوانهاست، دنیا را نگه دارید ، میخواهم پیاده شوم. (دكتر علي شريعتي)
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 22:28 توسط رضادهقانی
|
|
||
|
|
|
|
|
غیبت مرا ببخشید چندروزی نبودم به دیدار رهبرمعظم انقلاب رفته بودیم جاتون خالی ؛ جاداره یه دوبیتی رو که ساعت ۲ بامداد روز وصال یار سرودم تقدیم حضورتون کنم .
دریای دلم رو به تمنای تو باز است خورشید رخم را به نگاه تو نیاز است مشتاق وصال خم ابروی تو هستم سجاده من ؛ چفیه تو وقت نماز است کربلا می مرد اگر زینب نبود شیعه می پژمرد اگر زینب نبود وفات بانوی بزرگ اسلام ؛ افشاگر مجلس یزید ؛ زبان گویای امامت ؛ دختر شاه لافتی ؛ خاطب منبر هدی ؛ الگوی دختران ما ؛ بر تمامی شیعیان جهان تسلست باد . درگذشت خسرو شکیایی ؛ چهره سرشناس سینمای ایران را به همه ایرانیان بالاخص جامعه هنرمندان و هنردوستان تسلیت میگوئیم . |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 17:52 توسط رضادهقانی
|
|
||
|
|
|
|
|
زرفیقان رمیده ام که مپرس کوره راهی بریده ام که مپرس در ایاب و ذهاب راه دهات زجرهایی کشیده ام که مپرس از دم دشنه های زخم زبان حرفهایی شنیده ام که مپرس از رفیقان نارفیق زمان دشمنانی گزیده ام که مپرس زور و تبعیض و غیبت و تهمت به هراسی رسیده ام که مپرس واندرآن چشمه های محبتشان زهر ماری چشیده ام که مپرس بهر افشای فتنه ی بیداد خنجری یرکشیده ام که مپرس خنجر من این زبان من است پرده هایی دریده ام که مپرس در ملاقات حضرت قانون در پی او دویده ام که مپرس میرود خون دل زدیده مرا از سحر تا سپیده ام که مپرس ریسمان لطیف این دل را گره با دلی زده ام که مپرس تا توانی دل مرا بشکن آنقدر دل خریده ام که مپرس کشته شد آن غرور غمگینم به کناری خزیده ام که مپرس خلوتی کرده ام چنان باخویش موی سر را سفیده ام که مپرس سروده : رضا دهقانی/ روز معلم ۱۳۷۸؛ در زمان مدیریت آقای باخویش |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 9:40 توسط رضادهقانی
|
|
||
|
|
|
|
|
مایه اصل و نسب در گردش دوران زر است دائما خون میخوردتیغی که صاحب جوهراست کره ی اسب از نجابت در تعاقب می رود کره ی خر از خریت پیش روی مادر است شست و شاهد هر دو دعوی بزرگی میکنند پس چرا انگششت کوچک لایق انگشتر است دود اگر بالا نشیند کسر شأن شعله نیست جای چشم ابرو نگیرد گر چه او بالاتر است آهن و فولاد از یک کوره می آیند برون آن یکی شمشیر تیز و این یکی نعل خر است گر ببینی ناکسان بالا نشینند عیب نیست روی دریا خس نشیند قعر دریا گوهر است ملاک احترام و مقبولیت اجتماعی بانک ها : ﷼@ متأسفانه در بانک ها ملاک احترام ارباب رجوع ؛ میزان گردش حساب بانکی آنهاست . بچه سوسولی که با کشیدن دوتا چک بی محل و یک وام تبصره ای ؛ دری به تخته خورده و به نوایی رسیده ؛ اول با ماشین مدل بالای خود چنان حاشیه خیابان پارک میکند که رییس بانک متوجه آمدنش شود و بعد بدون اجازه پشت باجه رفته و شانه به شانه رییس و پرسنل بانک با نسکافه و شیرینی از او پذیرایی می شود تا جایی که گاها مشاهده شده که با کارکنان باک هم با تندی برخورد می کند ؛ تازه اگر پایان ماه یا سال باشد که دوقورت و نیمش هم باقیه . پرسنل بانک هم که نانشان به پول وابسته است مجبورندهوای سرمایه داران (حتی قلابی)را داشته باشند که روزگارشان بگذرد . اما کارمند آبرومندی که سی روز چشم انتظار صدقه دولت است تا شاید چند ریالی جهت بدهکاری بقال محل واقساط وام دریافت کند ؛ باید پشت باجه در صف بایستد و شاهد نیشخند جناب بچه حاجی سرمایه دار باشد (خواه این بی بضاعت فیلسوف باشد خواه نویسنده ؛ مردشریف یا هر عنوان دیگر ......... ) ﷼@@ برای اخذ تسهیلات هم همان فرد فوق الذکر با پیشنهاد خود رییس بانک و عنوان حاجی آقایی که آن را با پول بدست آورده است ؛ با همان ضمانت یک سال پیش ؛ وام یکصد میلیون تومانی را تمدید میکند تا شیرینی (زیرمیزی) آقایان را محفوظ نگه دارد .و بیچاره ای که برای اخذ نیم میلیون تومان مضاربه یا فروش اقساطی باید از هشت خان رستم بگذرد . (گروه ۱+۷) خان اول : افتتاح حساب پس انداز خان دوم : سپرده کوتاه مدت خان سوم : خرید سفته تا یک ونیم برابر تسهیلات خان چهارم : جواز کسب خان پنجم : یک نفر ضامن معتبر بازاری (ملاک اعتبارفرد ضامن بانک است ) خان ششم : ضامن کارمند (فیش حقوقی و چک کارمندی ) خان هفتم: ضمانت نامه اداری (مبنی بر کسر حقوق بدون اطلاع کارمند) خان هشتم : بزرگترین خانی که تازگی ها در شهر ما رسم شده یک برگ وکالت قطعی یک برگی در دین شخص وام گیرنده بدون قید مبلغ و مدت از دفاتر رسمی از طرف ضامن ؛ به این عنوان که اختیار کارمند از کلیه حقوق و دارایی خود ساقط میشود و میتوان بدون اطلاع و حضور شخص ؛ صد درصد دارایی (مبایعه نامه ؛ ملک ؛ شرکت ؛ ماشین ؛ لنج ؛ باغ و..... ) و حقوق (تا پایان بازنشستگی) را توقیف و در وجه آن مؤسسه یا شخص صادر کرد. متأسفانه بیشتر این معضلات گریبان معلمان را گرفته است . جالب اینجاست که یک میلیارد ریالحاجی را ( یکصد تومان ) به زبان می آورند که کم جلوه کند و نیم میلیون تومان آن بیچاره را پنج میلیون ریال دهن پرکن تلفظ میکنند که خودش هم به شک می افتد . آخه تقصیر هم ندارند چون واحد پول ایران از رونق افتاده است وریال قابل معامله نیست . وقتی گفته میشود فلان اتومبیل سیزده تومان یعنی سیزده تا ( ده میلیون ریال ) و این واحد پول است که ده میلیون برابر کوچک شده نه کلاس مردم بالا رفته ادامه دارد ................. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 21:44 توسط رضادهقانی
|
|
||
|
|
|
|
|
امان الله شجاعی | سه شنبه 10 ارديبهشت 1387 4:38 عصر رافائل را به قتلگاه می برند http://www.nasirboushehr.com/Comments-p5.html نظر مدیر وبلاگ: اين هم مثل آب شيرين كن گناوه كه مانند يك اعدامي قبل از طلوع آفتاب بارش كردند و با چهار دستگاه تريلي آن را بردند و اعضاي شوراي اول هم جيكشان در نيامد جز يك خانم كه به تنهايي حريف نشد . آقاي شجاعي من شجاعت شما را تحسين مي كنم . عين مطلب شما را در وبلاگم منعكس ميكنم . و با نماينده هم تماسي خواهم داشت . اگر هم زورتان نرسيد فعاليت كنيد تكه تكه هاشو به تيرآهن و پروفيل تبديل و به خودمان بفروشند .مالمون رفته دمشو بگيريم. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 18:54 توسط رضادهقانی
|
|
||
|
|
|
|
|
عاشق نشدی زاهد؛ دیوانه چه میدانی؟
در شعله نرقصیدی ؛ پروانه چه میدانی؟ لبریز می غمها ؛ شدساغرجان من خندیدی و بگذشتی؛ پیمانه چه میدانی؟ یک سلسله دیوانه ؛ افسون نگاه تو ای غافل از آن جادو ؛ افسانه چه میدانی ؟ من مست می عشقم ؛ بین توبه که بشکستم ! راهم نزن ای عابد ؛ میخانه چه میدانی ؟ عاشق شو و مستی کن ؛ ترک همه هستی کن ای بت نپرستیده ؛ بتخانه چه میدانی ؟ تو سنگ سیه بوسی ؛ من چشم سیاهی را مقصود یکی باشد ؛ بیگانه چه میدانی ؟ دستار گروگان نه ؛ در پای بتی جان ده اما تو زجان غافل ؛ جانانه چه میدانی ؟ ضایع چه کنی شب را ؛ لب ذاکر و دل غافل تو ره بخدا بردن ؛ مستانه چه میدانی ؟ ---------------------------------برداشت از دفتر یادداشت-----------------------------------
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 22:8 توسط رضادهقانی
|
|
||
|
|
|
|
|
امتحان بگذار تا بگویم ؛ از امتحان امروز / از صفرهای فردا ؛ از پنج های دیروز در نمره ریاضی ؛ از پنج و هفت راضی/ با صفر او چه سازی ؛ در انضباط بهروز از شیشه شکسته ؛ مستخدمین خسته / استاد گشته مغلوب ؛ شاگرد گشته پیروز شاکی شده معاون ؛ از آن مدیر خائن/ جانش رسیده بر لب ؛ از دست دانش آموز یادمه بچه بودیم ؛ با بیست های آبی / صدآفرین قرمز ؛ در پیک های نوروز دهقانی ار بسوزد ؛ خاکستر وجودت / گردی نخیزد از این ؛ دلهای سرد بی سوز بهروز : دانش آموز فرضی امروز : زمان حال ----------------------سروده : رضا دهقانی / بهار ۱۳۸۱ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 20:56 توسط رضادهقانی
|
|
||
|
|
|
|
|
در مسابقات سوپرکنتاکت کشوری با حضور ۱۳ استان در شهرستان گناوه استان های لرستان ؛ بوشهر و گلستان به ترتیب اول تا سوم شدند.
کرمی (معاون استاندار) یزدان شناس((فرمانداروقت)؛ حیدرزاده(یاردیرین ورزش وفرماندارسابق)؛و آقای وردیانی نیز؛در مراسم اهداء جوایز حضور داشتند. پیش کسوت ورزش گناوه عزیز افتخاری هم شیوا و رسا مشکلاتا فراروی ورزش گناوه به عنوان قطب بالقوه ورزش استان وکشور را بیان داشتند. خواهران راضیه موسایی ومعصومه طاهری نیز قهرمانان گناوه ای صعود به قله ۱۸۰۰ متری کاچکارترکیه بودند. جا دارد این کار یزرگ را مدیون آقایان علی صفوی و خالدخلیلی قهرمانان رزمی کار کشوری وآسیایی به عنوان اجرا وهدایت مسابقات به شهرستان و جوان خوش ذوق گناوه ای ایرج حیاتی مدیرعامل شرکت راه و ساختمان هدیش گسترلیان به عنوان اسپانسور مالی بدانیم . |
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 20:38 توسط رضادهقانی
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 21:12 توسط رضادهقانی
|
|
||
|
|
|
||||||
|
|||||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 21:43 توسط رضادهقانی
|
|
|||||||
|
|
|
|
|
عشق ناکام مرا ؛ خاطر ناشاد تو را غم ایام مرا ؛ لکنت ارشاد تو را چشم بیمار مرا ؛ حیله ی شیاد تورا دل غمخوار مرا ؛ دشنه ی جلاد تو را بوم بر بام مرا ؛ بلبل ازهار تو را شوم فرجام مرا ؛ عاقبت کار تو را تیغ بر نای تو را ! ؛ ناله و فریاد مرا خار بر پای تو را؛ برده ای از یاد مرا جام بی آب مرا ؛ باده اناب تو را چشم بی خواب مرا ؛ آن قدح ناب تو را نای شمشیر تو را ؛ ناله شبگیر مرا رای تقدیر تو را ؛ آن شب دلگیر مرا جنگ و بیداد تو را ؛ پیشه استاد مرا بحر امداد مرا ؛ تیشه ی فرهاد تو را ------------------------------------------------------ سروده : رضا دهقانی ۱۳/۴/۷۸ - گلایه عاشق از معشوق پس از سالها جدل |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 21:7 توسط رضادهقانی
|
|
||
|
|
|
||||||
فرماندار گناوه: دلم خون است!
ایرنا: "زياد شدن فاصله طبقاتي بين فقرا واغنيا درنقاط مختلف شهرستان گناوه دل انسان را خون ميكند و عزم ما را براي خدمت راسخ تر ميسازد." ایرنا:
زياد شدن فاصله طبقاتي بين فقرا واغنيا درنقاط مختلف شهرستان گناوه دل انسان را خون ميكند و عزم ما را براي خدمت راسخ تر ميسازد. به گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي تيمور يزدانشناس دردو سال وچند ماهي كه فرماندار گناوه است، در اتاق كارش روي اقشار مختلف گشوده است و در اوايل خدمت هفتهاي سه روز و ماههاي اخير هفتهاي يك روز با مردم ملاقات عمومي دارد. وي درملاقات عموميش با مردم درسالن جلسات فرمانداري كه مسوولان اجرايي شهر هم حضور داشتند، گفت: اگر بهاين مردمي كه برخي از آنها براي تامين مايحتاج اوليه خانوادهها خود هم درآمدي ندارند، خدمت و كمك نكنيم در انجام وظيفه خود آنهم بهعنوان مديران دولت عدالت محور كوتاهي كردهايم. فرماندار گناوه بارها و در جلسات متعدد با مردم و مسوولان از وجود فاصله طبقاتي در اين شهرستان سخن گفته و يادآورشده است كه در بازديدهاي خود از برخي خانوادهها كه در حاشيه شهر در شرايط سختي زندگي ميكنند، مشاهده كرده كه اين خانوادهها در گرماي طاقت فرساي منطقه حتي يك دستگاه كولر براي خنك كردن محيط زندگي خود ندارند. وي اين جملات را با سوز و گداز بيان كرد و در ادامه بحث خود گفت: در عين حال عدهاي ثروتهاي كلاني اندوختهاند و در ناز و نعمت زندگي ميكنند. اگر چه در شهر گناوه شمال و جنوب و بالاشهري و پايين شهري معناي چنداني ندارد اما در برخي محلات، خانههاي ويلايي بزرگ با امكانات رفاهي مناسب در كنار كلبههاي كوچك كه حتي برخي ازآنها ديوار خانه خود را با تعدادي بلوك بدون مصالح محصور كردهاند نيز ديده ميشود. فرماندار گناوه گفت: در روزهاي اوليه مسووليتم در اين شهر كه هفتهاي سه روز ملاقات عمومي با مردم داشتم، بسياري از نيازمندان ،فرمانداري را با نهادهاي حمايتي نظير كميته امداد و بهزيستي اشتباهي گرفته بودند و اكثر ملاقاتكنندگان طلب كمك مالي داشتند. ويافزود:اگر چه در اين مدت فرمانداري هرچهدرتوان داشت به كمك نيازمندان شتافت اما راه توانمندسازي نيازمندان كمك نقدي نيست بايد دستگاههاي متولي بابرنامهريزي اصولي وارايهراهكارهاي عملي اين قشراز جامعه را به توانمندي و عزت برسانند. فرماندار گناوه گاهي در جلسات مردمي به برخي عوامل فاصله طبقاتي نيز اشاره كرده است ويكي از اين عوامل را عمل نكردن به مقررات و دستورالعملها ميداند. وي گفت: به عنوان نمونه بيمه ملوانان كه قشر زيادي از مردم اين شهرستان را به دليل موقعيت بندري منطقه شامل ميشود، به اين دليل ابلاغ شد كه اگر ملواني دچار حادثه شد خانواده او بتوانند از مزاياي بيمه استفاده كنند و يا در زمان بيماري اعضاي خانواده دفترچه بيمه درمان داشته باشند. يزدانشناس گفت: اما در مواردي مشاهده شده كه مالك شناورها بجاي اينكه ملوان را بيمه كند، با قانون شكني در ليست بيمه شناور نام بستگان خود را قيده كرده و حق بيمه ملواني را كه در شناور آنان كاركرده پرداخت نكرده است. وي اظهارداشت: ملوانان اين شهرستان كم درآمدترين قشر هستند و اگر اين اجحافها نيز در حق آنان روا داشته شود، در موقع بيماري خود يا اعضاي خانوادهشان سرگردان ميشوند و چارهاي جز دراز كردن دست نياز به ارگانهايي نظير فرمانداري و طلب كمك ندارند. فرماندارگناوه كه به رزمندگي خود در دوران دفاع مقدس تاكيد دارد، گفت: اين درددل ودغدغه فرماندار گناوه را بارها و بارها در جلسات رسمي، نشست با مسوولان و ديدارهاي مردمي شنيدهايم و او كه خود را در برابر تك تك اين گرفتاريهاي مردم مسوول ميداند، هرهفته در ملاقات با مردم تلاش ميكند تا گرهاي از كار آنان بگشايد. براي اينكهدراين گرهگشايي تسهيل شود،درروزملاقات مردميمسوولان دستگاههاي اجرايي شهرستان گناوهرا دعوت ميكند تا از نزديك و رو در رو هر شهروندي را كه مشكلي دارد درحضور خود با مسوول ذيربط روبه رو كند و براي رفع مشكل او راهكاري ارايه دهد. --------------------------------------------------------------------- منبع :خلیج فارس |
|||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 19:53 توسط رضادهقانی
|
|
|||||||
|
|
|
|
|
نام مسئولین کمیته های ۹گانه استانی میگلی نژاد که وظیفه مشاوره به وی را به عهده دارند ؛به شرح زیر است.
هادی صفرپور / دبیر کارگروهها حسین زنگویی نژاد / مسئول کارگروه منابع انسانی دکتر دادجو / مسئول کارگروه بهداشت استان دکتر عبدالکریم مشایخی/ مسئول کارگروه میراث فرهنگی و گردشگری مهندس علوی زاده / مسئول کارگروه صنعت ؛ معدن و انرژی مهندس افشون / مسئول کارگروه عمران عبدالخالق برزگرزاده / مسئول کارگروه رسانه ای ریشهری / مسئول کارگروه جوانان مهندس پورجم / مسئول کارگروه تجارت و بازرگانی عباس زاده / مسئول کارگروه شیلات ؛ کشاورزی و منابع طبیعی --------------------------------------------------------------------------------------------------------------- منبع:سایت خبری سوک به نقل از خلیج فارس ۶/۳/۸۷
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت 10:31 توسط رضادهقانی
|
|
||
|
|
|
|
|
گفتگوی «خلیج فارس» با نماینده بوشهر، گناوه و دیلم در مجلس شورای اسلامی درباره آخرین وضعیت استانداری بوشهر:
اصولگرایان مرکز بر حضور استانداران مازندران و سیستان در بوشهر تاکید دارند *قرار شده یکشنبه این هفته بحث استاندار بوشهر در هیات دولت مطرح شود./ * حرف های زیادی از پیگیری های صورت گرفته درباره استانداری بوشهر دارم که با نهایی شدن موضوع، آنها را بیان می کنم/ *تا الان امکان حضور استاندار بومی منتفی است/ *وزارت کشوری ها فضای سیاسی بوشهر خصوصا غالب بودن تفکر اصلاح طلبی را درک کرده است/ *با دولتی قرار است کار کنیم که در دایره اش نیستیم/ * در این چند روزه اتفاقات جالبی درباره پیگیری نمایندگان پیش آمد و حتی آقایی که به عنوان گزینه بومی برای استانداری مطرح بود، عقب کشید...
خلیج فارس- عبدالحسین قاسمی: در حالی که هم اکنون سه گزینه برای تصدی استانداری بوشهر و جانشینی «علی افراشته» نهایی شده است، نماینده بوشهر، گناوه و دیلم در مجلس شورای اسلامی روز گذشته (جمعه) با حضور در دفتر «خلیج فارس» توضیحات جالبی در ارتباط با وضعیت استاندار جدید بوشهر، پیگیری های صورت گرفته در این زمینه و انتقاداتی که در افکار عمومی درباره نبود انسجام کافی در مجمع نمانیدگان استان در ارتباط با این موضوع مطرح است، پاسخ داد. آنچه در ادامه آمده، گفتگوی خبرنگار ما با «غلامعلی میگلی نژاد» در این ارتباط است: آخرین اتفاقات درباره انتخاب جانشین «علی افراشته» برای استانداری بوشهر به چه شکل است؟ در حال حاضر جدی ترین گزینه ها برای استانداری بوشهر شفقت استاندار کنونی مازندران، دهمردی استاندار فعلی سیستان و بلوچستان و ندیمی نماینده لاهیجان در دوره ششم و هفتم هستند. شانس کدام یک را بیشتر می بیند؟ ببینید الان وضعیت به شکل خاصی پیش می رود. اصولگرایان مرکز شدیدا از حضور شفقت و دهمردی در استانداری بوشهر حمایت می کنند. به عبارتی جابجایی استاندران را پیگیری می کنند. درست است. شفقت از سرداران سابق سپاه است و دهمردی هم که در سیستان و بلوچستان عهده دار استانداری می باشد. آیا هدف دولت از این جابجایی، آوردن مهره مورد اعتمادش در بوشهر است؟ این یک تحلیل است، اما آنچه بنده در این باره متوجه شده ام این است که دولت نمی خواهد شفقت و دهمردی را از دست بدهد. شفقت در استان مازندران محبوبیت دارد و مذاکراتی که میان بنده و مجمع نمایندگان این استان صورت گرفته، نتیجه اش این بود که آنها اعلام کرده اند موفق ترین استاندار مازندران جناب شفقت است و ما برای ابقای وی تلاش می کنیم. در مورد استاندار سیستان و بلوچستان چطور؟ می دانید که آقای دهمردی اصالتا اهل زابل است و پس از حضور در منصب استانداری بچه های زابل را در کنار خود آورد و به واسطه نوعی نگاه منطقه ای اش فشارهای زیادی از سوی دیگر شهرستان های این استان بر روي وی وجود دارد. ظاهر امر این است که دولت الان دو استاندار دارد که روی دستش مانده و می خواهد آنها را همچنان داشته باشد. یعنی جزو اخراجی های دولت نیستد! همین طور است. فقط می خواهد جابجا کند. پس چرا با وجود تحلیل شما درباره استانداران مازندران و محبوبیتش در این استان، دولت روی جابجایی او دست گذاشته است؟ شاید دیده در برخی بخش ها همراه نبوده است، ولی چون کارنامه اش را موفق می بیند، می خواهد هنوز وی را در سیستم داشته باشد، هر چند با جابجایی وی همراه باشد. شاید هم در بحث داستان مشکلات شمالی ها در زمستان و کمبود گاز دولت به نتایجی درباره استاندار مازندران رسیده باشد. چرا باید استان بوشهر تاوان این مشکلات دولت را بدهد؟ به عبارتی علاوه بر اینکه با خواست افکار عمومی برای ادامه مدیریت بومی موافقت نمی شود، قرار است استاندارانی که روی دست دولت مانده، به اینجا منتقل شوند؟ با این وجود مجمع نمایندگان استان این روزها خیلی فشار آورده و اصرار کرده ایم که باید گزینه بومی در استانداری بوشهر ادامه داشته باشد. در جلسات مان با رییس جمهور، سرپرست وزارت کشور و معاون پارلمانی وی گفته ایم فضای بوشهر نیازمند مدیر بومی است تا کارها پیش برود، ولی... پشت پرده این اصرار ویژه دولت چیست؟ خب می خواهد هم استاندارانی که جزو اخراجی هایش نیستند در ادامه راه با خود داشته باشد و هم اینکه متاسفانه با وجود رایزنی های فراوان، وضعیت بوشهر را به درستی درک نکرده اند. اما برخلاف این صحبت شما، آنچه در افکارعمومی بوشهر شکل گرفته، عدم انسجام نمایندگان استان در زمینه حمایت از مدیریت بومی است. يعنی می گویید پیگیری کافی نکرده ایم؟ به عبارتی آن حساسیت لازم در مجمع نمایندگان استان برای رایزنی در مورد کاندیداهای بومی جهت جانشینی افراشته وجود نداشته است. آمار دارید؟ قرار نیست با آمار و ارقام به این نتیجه برسیم، بحث بر سر تفکری است که در افکار عمومی بوشهر شکل گرفته و اغلب در برخی رسانه ها هم منعکس شده است. من می گویم این تحلیل اشتباه است. باور کنید در 15 روز گذشته بنده، آقای جلالیان و حجت الاسلام پورفاطمی از هر روشی که بوده برای اینکه دولت و وزارت کشور را به یک درک درست در زمینه فضا و نیاز بوشهر برسانیم، تلاش کرده ایم. حرف شما به همین یک جلسه با رییس جمهور، سرپرست وزارت کشور و این دیدارهای رسمی برمی گردد؟ این بخشی از پیگیری ها بوده است. درست است. در آن قسمت ماجرا که باید از توان و شخصیت نمایندگی تان برای انتخاب استاندار بومی استفاده می کردید، چه نتیجه ای حاصل شد؟ بازهم می گویم در این 15 روز پیگیری و مذاکرات جدی و فعالی چه به صورت رسمی و چه غیر رسمی با وزارت کشوری ها و نهاد ریاست جمهوری داشته ام که فعلا شرایط برای بازگو کردن آن مهیا نیست. شما با نیروهای شاخص چپ یا راست بوشهر تماس بگیرید و بگوید در این روزها که بحث رفتن افراشته و انتخاب استاندار جدید جدی شده، میگلی نژاد با شما مشورت کرده یا نه؟ با همه نیروهای شاخص و بچه های شهر در این زمینه حرف زده ام و گفته ام راه را نشان ما بدهند، اما یک سری اتفاقاتی در این مسیر افتاد که الان زمانش نیست بازگو کنم. چرا الان زمانش نیست؟ بگذارید موضوع استاندار بوشهر نهایی شود، آن وقت می گویم که با آقایان در همین بوشهر و تهران چقدر تماس گرفتم و حرف زدم آن گاه خودشان عقب کشیدند. باید با ظرافت پیش رفت. گاهی آدم یک حرفی می زند و دودش به چشم مردم استان می رود، الان هم ممکن است اگر بگویم در بحث استانداری بوشهر بنده و دیگر نمایندگان چه پیگیری هایی کردیم و بعد در این چند روز چه اتفاقات جالبی پیش آمد و حتی آقایی که از طرف نمایندگان به عنوان گزینه بومی برای استانداری مطرح بود، ولی عقب کشید، بازتاب هایی دارد که الان زمانش نیست. ولی برای شفاف شدن شما و مردم حتما سر موقع آن را بازگو می کنم. پس فعلا چون استاندار مشخص نشده، نمی خواهید اظهار نظری کنید که برای تان هزینه داشته باشد؟ هنوز سر حرف قبلی ام هستیم. در این 4 سال گذشته همین اختلافات درون استانی مشکلات بزرگی برای بوشهر ایجاد کرد که تا الان به شکل های مختلفی داریم هزینه هایش را پس می دهیم. من آدم محافظه کار و مصلحت اندیشی نیستم. اگر به یک نتیجه ای رسیدم بدون رودربایستی تصمیم می گیرم و به تکلیفم عمل می کنم. در شهرداری بوشهر که دیگر کارنامه ام- چه خوب چه بد- مشخص است. وقتی به اینجا می رسیدم که باید کاری را انجام دهم، مصلحت اندیشی و محافظه کاری را کنار می گذاشتم. در بحث استاندار هم منتظر هستم ببینم دولت تا یکشنبه چگونه عمل می کند. نمی خواهم فردا با یک اظهار نظر بنده اگر قرار باشد وزارت کشور روی نیروی بومی دست بگذارد، عقب بکشد. با این تحلیل، شانس حضور گزینه غیربومی برای استانداری بوشهر جدی است. البته همه چیز به جلسه یکشنبه هیات دولت موکول شده است. فضا به شکلی است که احتمال حضور استاندار غیر بومی قطعی به نظر می رسد. از سه گزینه غیر بومی شانس کدام یک بیشتر است؟ اجازه بدهید من فعلا چیزی در این باره نگویم. ما 3 استراتژی در این ارتباط داشتیم. اول ابقای استاندار که با استعفای وی این اتفاق محقق نشد، دوم حضور گزینه بومی به جای افراشته که در این زمینه هم برخلاف آنچه شما می گویید پیگیری های خوبی انجام گرفت و آخر اینکه اگر قرار است استاندار غیر بومی به بوشهر بفرستند گفته ایم نمایندگان تبعات و هزینه هایش را نمی پذیرند. با این حال در شرایط کنونی نظر خودم را درباره اینکه کدام یک از گزینه ها برای استانداری بوشهر بهتر است به وزارت کشور گفته ام. لابد ندیمی؟ (باخنده) گفتم به وزارت کشور اعلام کرده ام نه رسانه ها! الان دولت می خواهد استانداران سیستان و مازندران را جابجا کند، از طرفی ندیمی هم که بیکار است. من با توجه به ورود جدی اصولگرایان مرکز شانس یکی از این دو استاندار را برای حضور در بوشهر جدی تر می دانم. البته همه چیز به اتفاقات این چند روز بستگی دارد و ممکن است همچنان که وزارت کشور از گزینه حضور استاندار گیلان در بوشهر منصرف شد، این روزها به نتیجه دیگری هم برسد. باید منتظر جلسه هیات دولت بود. البته فقط بحث اصولگرایان مرکز نیست، بلکه ستادهای انتخاباتی احمدی نژاد در دوره قبلی هم در این جریان فشار می آورند. این وسط نقش نمایندگان استان در مجلس در مقطع حساس کنونی چه می شود؟ یعنی شما را به بازی نمی گیرند؟ این تحلیل با شدتی که شما می گویید درست نیست. خب باید قبول کرد بنده و جلالیان که به عنوان نیروی مستقل وارد مجلس شده ایم با دولتی قرار است کار کنیم که در دایره اش نیستیم. آقای پورفاطمی هم که اصلاح طلب است. با این حساب ما از توان نمایندگی مان استفاده کرده ایم و این طور نیست که در این فضا غرق شویم، ولی باید واقعیت های موجود را هم پذیرفت. باز هم می گویم با وجود این فضا نمایندگان استان پیگیری های جدی و مجدانه ای برای حضور استاندار بومی به جای افراشته انجام داده اند. حتی در آخرین دیدار با موسی پور معاون پارلمانی وزارت کشور به گوشه ای از مجلس رفته و کفش هایمان را در آوردبم و همه مسائل را به وی گفتم. البته یک امیدواری که وجود دارد، تحلیل وزارت کشور از فضای بوشهر است. اینها به نتیجه ای رسیده اند که واقعیت بوشهر است و می تواند کمک کار نمایندگان استان باشد. منظورتان فضای سیاسی بوشهر است؟ دقیقا درست گفتید. از چند روز گذشته وزارت کشوری ها فضای سیاسی بوشهر خصوصا غالب بودن تفکر اصلاح طلبی در این منطقه را درک کرده اند و بارها گفته اند که بوشهر شهر سیاسی است. امیدوارم با این تحلیل اقدام خوبی در جهت انتصاب استاندار آینده بوشهر انجام دهند، وگرنه ما اعلام کرده ایم تبعات و هزینه های انتخاب استاندار غیر بومی با خودشان است. آن طور هم که شما می گوید ظاهرا پرونده حضور یکی از 3 گزینه شما برای حضور در استانداری بوشهر بسته شده و باید به انتظار جانشین غیر بومی برای افراشته بود. ظاهرا امر این طور است و فکر می کنم خروجی جلسه هیات وزیران درباره استاندار بوشهر در جلسه یکشنبه فردی غیربومی باشد. شما که گفته بودید در دیدار رییس جمهوری با مجمع نمایندگان استان، احمدی نژاد جایگزینی یک گزینه بومی به جای افراشته را پذیرفت... ... در آن جلسه که آیت ا... حسینی بوشهری، بنده و جلالیان حضور داشتیم، رییس جمهوری روی گزینه غیربومی تاکید داشت؛ اما با استدلال و اصرارهای ما 3 نفر ایشان همراهی کردند و گفتند گزینه های خود را با سرپرست وزارت کشور پیگیری کنید و موضوع که نهایی شد، بنده هم همراهی می کنم. ولی همه می دانند تغییر در وزارت کشور و خداحافظی پورمحمدی به خاطر همراه کردن این مجموعه با احمدی نژاد بود. پس هاشمی هم اختیار چندانی ندارد. اتفاقا ما روی این نکته دست گذاشتیم و گفتیم که رییس جمهوری باید شخصا عنایت ویژه ای نسبت به خواست مردم داشته باشد. احمدی نژاد هم همراهی کرد، ولی توپ را در زمین وزارت کشور انداخت. پس در شرایط فعلی بحث استاندار بومی منتفی است؟ ظاهر امر این طور است. با وجود پیگیری های صورت گرفته وزارت کشور روی حرف خود اصرار دارد، مگر اینکه فشارهایی که بر برخی ها در نهاد ریاست جمهوری وارد شده تا فضای بوشهر را بهتر بشناسند، در این قضیه موثر باشد. گزینه های بومی نمایندگان برای استانداری بوشهر چه مشکلی داشتند که وزارت کشور تا الان زیر بار آن نرفته است؟ اتفاقا در استان روی آنها اجماع و اقبال خوبی بود، منتها از یک طرف نمایندگان در خط فکری این دولت نیستند و هرچه زور می زنیم تا فضای استان را بهتر درک کنند، تا الان کارساز نبوده و هم اینکه اتفاقاتی طی چند روز گذشته در جریان پیگری نمایندگان رخ داد که الان نمی شود بازش کرد. اجازه دهید بحث استانداری بوشهر نهایی شود، آن وقت بیشتر می توان در این باره گفت چه اقداماتی از سوی نمایندگان استان صورت گرفت و بعد چه مسائلی در استان و تهران در این باره به وجود آمد. این موضوع صحت دارد که در گزینه های نمایندگان بوشهر برای استانداری، قرار بوده یک جابجایی مدیریتی در بخش های تاثر گذار استان رخ دهد؟ (می خندد) برنامه های در این زمینه بوده، یعنی نمایندگان به این نتیجه رسیدند برای از دست ندادن تمام ظرفیت های مدیران بومی، در این مقطع که گزینه های بوشهری برای استانداری مطرح می شود، یک جابجایی در بخش های تاثر گذار استان صورت بگیرد، ولی پس از مذاکره با همان دوستان این موضوع منتفی شد. باز هم می گویم طی 15 روز گذشته جلسات متعددی میان نمایندگان استان و افراد مربوطه برای موضوع استانداری بوشهر تشکیل شد که تمایل دارم پس از نهایی شدن موضوع استانداری بوشهر آن ها را بازگو کنم. از حضور شما در این گفتگو تشکر می کنم. بنده نیز از سایت و هفته نامه «خلیج فارس» برای انعکاس به موقع رویدادهای استان متشکرم. امیدوارم همچنان نقدهای خود را در رابطه با بنده مثل این مصاحبه بازگو کنید تا پاسخگو باشم --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- منبع : خبرگزاری خلیج فارس
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت 8:42 توسط رضادهقانی
|
|
||
|
|
|
|
|
دادفر، نماینده بوشهر در مجلس ششم:
با این روش، آبروی سیاسی نمایندگان استان خدشه دار می شود خلیج فارس: نماینده بوشهر در مجلس ششم گفت: بنابر اطلاعات موجود هرکدام از 3 نماینده استان در مجلس گزینه هایی جداگانه برای جانشینی افراشته دارند که این وضعیت آبروی سیاسی آن ها را خدشه دار می کند.
خلیج فارس: نماینده بوشهر، گناوه و دیلم در مجلس ششم گفت: بنابر اطلاعات موجود هرکدام از 3 نماینده استان در مجلس گزینه هایی جداگانه برای جانشینی افراشته دارند که این وضعیت آبروی سیاسی آن ها را خدشه دار می کند. «محمد دادفر» در گفتگو با خبرنگار «خلیج فارس» افزود: به عنوان فردی که تجربه رایزنی با دولتی ها داشته ام، به نظرم نمایندگان استان باید یک گزینه بومی معرفی کرده و روی آن پافشاری کنند تا هم وحدت خود را نشان دهند، هم اینکه آبروی سیاسی شان محفوظ بماند و وزارت کشور روی آنها حساب ویژه ای باز کند و از طرفی در برابر گزینه اجباری دولت هم موضع گیری واحدی کرده باشند. دادفر یادآور شد: در شرایط فعلی تغییر استاندار بوشهر- فارغ از ارزیابی عملکرد افراشته - را به مصلحت استان نمی دانم، اما حالا که قرار است تغییری در مدیریت ارشد استان رخ دهد بهتر است وزارت کشور به خواست افکار عمومی اقبال نشان دهد و از یک گزینه کارآمد بومی که اولا با مدیریت استان و پست استانداری آشنا باشد و دوم اینکه چالش های منطقه را بشناند، برای جانشینی افراشته استفاده کند. عضو فراکسیون اکثریت مجلس ششم در پاسخ به این سوال خبرنگار ما که پرسید «آیا تغییر استاندار بوشهر برای این است که دولت نهم به فکر جایگزینی یک نیروی مورد اعتماد به جای افراشته در سال پایانی کابینه می باشد؟» بیان کرد: دولت به این جابجایی ها نیازی ندارد و اگر امر بر این شود که ریاست جمهوری احمدی نژاد ادامه یابد، او دوباره در همین سمت حضور دارد و نیازی به این تغییرات با این هدفی که برخی می گویند ندارد، علاوه بر این گزینه هایی که در رسانه ها برای نشستن بر راس استانداری بوشهر مطرح شده، نسبتاً پیوند کمتری با احمدی نژاد در مقایسه با افراشته دارند. وی درباره اینکه هدف محوری دولت برای این تغییرات در کابینه و استانداری ها چیست؟ گفت: به نظرم خودشان هم تصویر دقیقی از این موج تغییرات ندارند و حسب تصادف به این کار دست می زنند. وی بار دیگر تاکید کرد: نمی توانم در مورد عملکرد استاندار کنونی بوشهر ارزیابی دقیقی داشته باشم، اما تغییر افراشته آن هم در سال پایانی دولت نهم را به مصلحت این استان نمی بینم. -------------------------------------------------------------------------------------------------------- منبع : خبرگزاری خلیج فارس |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت 8:23 توسط رضادهقانی
|
|
||
|
|
|
|
|
(عروس بندر)
ای عروس ناز بندر چشم کالت دیدنیست غنچه ی محبوبه ی روی گلالت دیدنیست آبشار گیسوانت در زلال ماهتاب جعد خم اندر خم موی شلالت دیدنیست از بلور گردنت شبنم تراوش می کند طاق ابروی کمان چون هلالت دیدنیست سینه ریز زر نگارت در کویر سینه ات خوشه ی پروین صفت بگرفته حالت دیدنیست قامتت سرو روان است و رخت باغ جنان عارض عاشق کش خوش خط و خالت دیدنیست از رخت برقع گشا ای نازنین بهر خدای از چه رو من گشته ام محو جمالت ! دیدنیست کال : سیاه / گلال : زلف در زبان محلی ومحاوره ای / شلال : موی افشان / برقع :نوعی حایل وحجاب کاملکه جنوبی ها برروی صورت میگیرند. سروده رضادهقانی بهار۱۳۸۱ |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 22:24 توسط رضادهقانی
|
|
||
|
|
|
|
|
السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنایک ؛ علیکم منی سلام الله ابدا ما بقیت ؛ وبقی الیل والنهار ولا جعله الله آخرالعهد منی لزیارتکم / السلام علی الحسین ؛ وعلی علی ابن الحسین وعلی اولاد الحسین وعلی اصحاب الحسین وعلی جمیع الشهدائ والصدیقین جمیعا ورحمه الله وبرکاه یا حسین پیمان خونت با خدا پیمان ماست پیروی از مکتب سرخ شما ایمان ماست بانگ هل من ناصرت با رمز مصباح الهدی کربلای پربلایت روضه ی رضوان ماست از لهیب آتش و از خون شقایق می جهد این جهش آتشفشانی در دل ودرجان ماست طفل معصومت رقیه در اسارت سوی شام راس بابایش میان تشت خون مهمان ماست تیغ زهر آلوده افکند بر گلویش حرمله کودک شش ماهه اصغر غنچه ی خندان ماست دست عباست جدا شد در کنار علقمه نام او باب الحوایج ؛ درد او درمان ماست صبر بی پایان زینب قامت رعنای دین خطبه ی غرای ایشان خنجر بران ماست ای در و دیوار خانه گو ؛ زحال فاطمه شافع ما در قیامت سینه ی نالان ماست با سپاه نابرابر زد به قلب دشمنان افتخار ما علی آن نامی دوران ماست یا محمد ؛ یا محمد!جان مابرلب رسید اهل بیتت در مصایب کشتی طوفان ماست حاجت ما را بر آرید ای شهیدان بقیع شاعر پژمرده از غم بینوا دهقان ماست سروده : رضا دهقانی / به عنوان پیام عاشورای سال ۱۳۸۰ |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 20:38 توسط رضادهقانی
|
|
||
|
|
|
|
|
تجربه علم را می آزماید و درصد خطای آن را مشخص می کند. مکالماتی که بر زبان افراد جاری می شود از سه منبع نشات میگیردند؛ ۱- زاییده فکر انسان است که قبلا آنها را کسی نگفته و نشنیده است که به آنها خلاقیت گفته میشود. ۲- واکنش هایی که در برابر کنش های اجتماعی موضع فرد را مشخص می کند وبه آنها تعصب میگویند. ۳- انتقال معلومات از جایی به جایی یا از شخصی به شخصی که در واژه تقلید نام خلاصه می شوند. ام هیچکدام از اینها تجربه نیست. و هرسه در کنار هم مفیدند . * کار: که تعریفی بدیهی دارد و انجام یک عمل است ونتیجه اش مهم نیست ( مثبت باشد یا منفی ِ منجر به پیشرفت و تولید بشود یا نشود). * تکرار مستمر یک کار در یک راستا تجربه نام دارد .(جهت مهم نیست در چه سویی باشد)* اگر فرد با یک تفکر خلاق ؛ تجربه خود و دیگران را ادغام و به کار بندد و این انجام ؛ مستمر و مداوم و جهت دار باشد و منتج به نتیجه بشود به آن مهارت گوییم . و افراد ماهر کسانی هستند که با شش دانگ حواسسان ( بینایی ؛ شنوایی ؛ بویایی ؛ چشایی ؛ لامسه و حس ششم که تیزبینی و خلاقیت است (در دین مبین به آن الهام نیز گفته میشود ) با یک هدف (در شرع مقدس به نیت معروف است) پیشرو ؛ رو به جلو حرکت می کنند و با این شگرد نتیجه مفید و قابل قبولی از حرکتشان می گیرند. مهارت تنها در فن و حرفه و صنعت نیست ؛ زندگی کردن هم مهارت خاص خود را می خواهد . معاشرت ؛ پوشش ؛ گویش ؛ نگارش ؛ کسب درآمد ؛ خوردن ؛ خوابیدن ؛ تحصیل ؛ ازدواج ؛ مدیریت و ....و ....و ..... همه و همه بدون مهارت (به گونه ای که در بالا توصیف شد) امکان پذیر نیست . و صددرصد مطالب این وبلاگ از موردشماره ۱ است . کمک کنید تا با همفکری و خرد جمعی جامعه را به نفع جامعه تغییر دهیم .
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 21:58 توسط رضادهقانی
|
|
||
|
|
|
|
|
از فاطمه اکتفا به نامش نکنید
نشناخته توصیف مقامش نکنید هر کس به دلش محبت زهرا نیست علامه اگر هست سلامش نکنید میلاد ام ابیها فاطمه زهرا بر تمامی شیعیان و دوستداران آن حضرت مبارک باد . روز زن و روز مادر بر تمامی مادرها ِِ، زن ها و مادرزن ها مبارک باد . |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 21:42 توسط رضادهقانی
|
|
||
|
|
|
|
|
واقعیت چیزیه که وجو داره و حقیقت چیزیه که باید وجود داشته باشه و در دنیای آبکی ما این دو عکس یکدیگرند یعنی هیچ چیز جوری که باید باشه نیست . یا به قول بزرگان : آنچنان بنما که هستی نه آنچنان باش که مینمایی . اکثریت مردم آنگونه که باید باشند نیستند . بهتر بگم هیچ چیز سرجای خودش نیست. مورد دوم در جامعه بیشتر صادق است . به زور میخواهیم شخصیت دیگران را به خود بگیریم .به اندازه بود باید نمود . شخصیت های تصنعی وساختگی چند روز دوام می آورند ؟ فوقش برای یک یا دو مورد فریب کاری؛؛ با "جیب خالی و پز عالی" که نمیتوان روزگار به سر برد .
گویند احتمالا اینشتین با لباس مندرسی در شهر ظاهر شد ؛ پرسیدند جناب اینشتین تو دیگه چرا؟ گفت اینجا شهر خودم است و همه مرا میشناسند دیگر چه فرق میکند چه لباسی تنم باشد / پس از مدتی با همان لباس به مسافرت رفت ؛ در غربت از او همین سؤال را پرسیدند ، گفت من اینجا غریبه ام و هیچ کس مرا نمی شناسد پس چه فرق میکند چه لباسی به تنم باشد .چون او خودش بود ؛ حقیقتا خودش بود ؛ واقعا خودش بود . و زمانی جامعه حقیقت واقعی خود را می یابد که یکرنگی و صداقت حکمفرما شده و این دو واژه در نقطه ای به یکدیگر برسند . انشاء الله
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 21:20 توسط رضادهقانی
|
|
||
|
|
|
|
|
"غزل " بازی باشعرشاعران "عجب میگذرد"
این قافله عمر عجیب است و عجب میگذرد اول و آخر از خانه مش رجب میگذرد میوه ی این مخ کبکاب نگردد خرما اولش خارک و آخر به رطب میگذرد چوب آن هم نشود فایده ای از آن برد اولش گرزه و آخر به کرب میگذرد روغن کوپنی و قیمت اعلام شده اولش کیلو و آخر به حلب میگذرد وقت بیکاری این مردم بیچاره ی ما اولش عصره و آخرش به شب میگذرد دود تنباکو سیگار جوانان چه شود اولش قلبه و آخرش به لب میگذرد شاهد زندگی مردم سیگاری باش اولش سکته و آخرش به تب میگذرد راه درمان همه جامعه بیماران اولش شربت و آخرش به حب میگذرد گر بخواهیم علاج دل بیمار کنیم اولش علت و آخر به سبب میگذرد عامل اصلی آلودگی نسل جوان اولش اصله و آخر به نصب میگذرد مخ کبکاب : نوعی درخت خرماست کرب : شاخه خشکدرخت خرما حب : قرص در زبان محلی نصب : اصل و ریشه سروده : رضادهقانی دیماه ۱۳۷۷ |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 20:16 توسط رضادهقانی
|
|
||